ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥١ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
و استفادهجوئى از نظر نادانى به قانون عدالت يا طمعورزى به دسترنج ديگران است و مبارزه اسلام با شرك بر همين اساس آغاز شد و دنباله پيدا كرد، سران قريش به زور شمشير و قلدرى دسترنج مردم را به سود خود مىربودند و مردم ديگر هم از راه نادانى به دستور عدالت و داد به همديگر ستم مىكردند تا آنجا كه همديگر را مىكشتند و دارائى همديگر را مىربودند.
اسلام از دو نظر در مقام دفاع برآمد و سرمايه داران عربستان كه مشركين و يهود بودند در هراس افتادند و براى حفظ سرمايههاى خود و حفظ نفوذ و آقائى خود در هر روز يك بهانه و توطئه عوام فريبى درست مىكردند و مردم عوام و نادان را بر ضد پيغمبر اسلام مىشورانيدند و جنگ و خون ريزى بر پا مىكردند.
پس از وفات پيغمبر (ص) هم سران قريش و سران قبائل با هم توطئه كردند و در مقام بر آمدند كه قانون اسلام را به سود خود در ميان مردم اجرا كنند و آن را وسيله جمع و غارت مال ديگران سازند و به وسيله آن بر ديگران سلطنت و آقائى كنند و اين خود جوهر اختلاف آنها با على و ائمه ديگر بود كه هدف آنها عدالت عمومى و بهرهمندى عمومى بود و خود در كنار مردم و با مردم و در سطح ديگر مردم زندگى مىكردند.
اين است كه امام مىفرمايد: اساس و پايه صلح عمومى و دائم در ميان بشريت اين است كه مردم در حقيقت مذهب شيعه وارد شوند و پيشوايان و سران بشر به شيوه على زندگى كنند تا بتوانند عدالت را ميان افراد استوار سازند و ريشه جنگ را براندازند. از مجلسى (ره)- يعنى گمراهى اين امت پس از پيغمبر خود مطابق بود با آنچه از امتهاى گذشته سر زد از ترك خليفه بر حق و پيروى از گوساله از سامرى ناحق و مانند آن. گفت: يا رسول اللَّه مقصود يهود و نصارى است؟ فرمود: مقصودم كيست؟ شمائيد كه اسلام را بند بند از هم جدا