ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٧ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
نهرها به قدرت خدا پديد شدند رد بر فلاسفه كه آنها را به نيروى طبيعت نسبت دهند و در بسيارى از نسخهها جيحان به الف است و در بعضى هم جيحون به واو ضبط شده.
در نهايه است كه سيحان و جيحان دو نهرند در عواصم نزد مصيصه و طرسوس، در قاموس گفته سيحان نهرى است در شام و نهر ديگرى در بصره و سيحون نهرى است در ما وراء النهر و نهر ديگر در هند و گفته جيحون نهر خوارزم است و جيحان نهر شام و روم و معرّب جهان است.
بدان كه در روايت هشت نهر گفته و هفت نهر را نام برده و يكى را به زبان نياورده براى آنكه نياز به شرح نداشته و از اين رو فرموده است برخى از آنها اين است، و بعضى سيحان را نام دو نهر دانسته و نهر شام و بصره را به حساب گرفتهاند و هر دو را مقصود دانستهاند از باب استعمال لفظ مشترك در هر دو معنى خود و اين دور است، و شايد يكى را راويان انداختهاند و يا عبارت جيحان و جيحون بوده است و يكى از نسّاخ يا روات يكى را تكرار دانسته و انداخته است و بنا بر اين شرح تمام است. پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم نهرهاى روى زمين در قارات جهان بسيار است و شايد اكتفاى امام (ع) به اين هشت نهر از جهت اين بوده كه در آن تاريخ نهرهاى ديگر قاره آفريقا و آمريكا و اندونزى و. و ... معروف نبودهاند و يا از جهت اينكه در اطراف آنها كسى سكونت نداشته و مورد استفاده نبودهاند. از مجلسى (ره)- مقصود از فىء در اينجا انفال است براى آنكه خدا فرمايد (٦ سوره حجر): «آنچه را خدا بهره رسولش كند از آنان (يعنى كفار) كه شما اسب و شتر براى تصرف آن نراندهايد» يعنى صاحبانش به دست خود آن را به رسول خدا (ص) واگذاردند، و در آن داخل شود هر جا صاحبانش منقرض شدند و كف رودخانهها و نيزارها و سر كوهها و مقصود از غنيمت يا خمس آن است از نظر بيان فرد مخصوصى بعد از عموم يا آن