ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٢ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
احاطه و «وراءهم» مؤيد آن است و تأمل در مفردات اين جمله طلائى و تركيب و ارتباط آن با جمله پيش و بلكه جمله بعد از آن قرينه قطعيّه است براى اين معنى و عجب اين است كه چگونه اساتيد فن بدان متوجه نشدند. قوله:
«اخلاص العمل للَّه»
يعنى پاك داشتن عمل از رياء و سمعه و اغراض فاسده، نصيحت ائمه مسلمين يعنى خلوص اعتقاد به آنها و دوست داشتن آنها و پيروى از آنها در همه گفتار و كردارشان، در نهايه گفته: دين نصيحت براى خدا و رسولش و قرآنش و ائمه مسلمانان و همه مسلمانان است.
نصيحت، كلمهاى است كه دلالت بر خير انديشى منصوح دارد و آنچه از معانى در زير اين كلمه جمع است با كلمه ديگرى نمىتوان تعبير كرد و اصل نصح در لغت به معنى خلوص و پاكى است معنى نصيحت براى خدا اعتقاد به يگانگى او و نيّت اخلاص در عبادت او است، نصيحت براى قرآن تصديق بدان و عمل بر طبق آن است و نصيحت رسول تصديق به نبوّت او و پيروى از امر و نهى او است، و نصيحت ائمه مسلمانان اين است كه در امور حق از آنها پيروى كند و در صورتى كه خلاف بروند رأى به شورش بر آنها ندهد، و نصيحت نسبت به همه مسلمانان، ارشاد آنها است به مصالحشان.
انتهى.
من مىگويم: چون امام در نظر صاحب نهايه، پيشواى عرفى مسلمانان است چه بر حق باشد و چه ناحق، نصيحت ائمه را اين طور تفسير كرده كه بر پيشواى حق و ناحق هر دو تطبيق شود.
در نهايه گفته: مكرر در حديث، كلمه ذمّه و ذمام آمده است و اين هر دو به معنى پيمان و امان دادن و ضمانت و حرمت و حق باشند و أهل ذمه ناميده شدند براى آنكه در پيمان و امان مسلمانان وارد شدند و از اين باب است «يسعى بذمتهم أدناهم» يعنى هر گاه يك فرد قشون اسلام به دشمن عهد امان