ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٧ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
بسيارى از مسائل هنوز در علم بشر نگنجيدهاند و بصورت مسائل لا ينحل و أصم بجا مانده و اين دليل است كه فهم بشرى حتى از احاطه به همه مسائل ماديّه هم كوچكتر است و از اين مسائل بايد مسائل زير را در شمار آورد:
الف- مسأله فضا، هنوز علم امروزى نتوانسته است در برابر اين سؤال جواب آزمايش شده و قطعى بدهد كه: آيا فضا نهايت دارد يا لا نهايت است؟
و اين خود يكى از مسائل أصمّ علمى است.
ب- مسأله پيدايش حيات در ماده.
ج- مسأله اصل حقيقت ماده و قوه كه يكى هستند يا دو تا و كدام اصل هستند و كدام اثر.
نامفهوم ماندن اين مسائل به روش علمى امروزه يعنى از نظر فرمولهاى معروف فيزيك و شيمى و لابراتوار به همين جهت است كه فهم بشرى از حقيقت عميق و وسيع همين مسائل عاليه ماده هم كوچكتر و تنگتر است و نمىتواند به آنها احاطه كند.
٢- از نظر اختلاف درجات فهم و خرد بشرى و عدم تناسب حقائق عاليه با فهمهاى پست و تاريك تا آنجا كه قابل فهم و ادراك مىباشند، بررسى مسائل علمى و حقائق از اين نظر بسيار قابل توجه و هم بسيار روشن است، اگر ما مسائل معمولى انسانى را طبقه بندى كنيم و درجات فهم يك فرد بشر را از دوران نوزادى تا برسد به سنّ كمال و مردى و پيرى با آنها تطبيق كنيم، اين موضوع به خوبى روشن است، مثلًا مسائل جنسى را از درك لذّتِ ديدن يك روى زيبا تا آميزش كامل همبسترى، مسائل اقتصادى را از اجرت برداشتن يك گام تا احاطه به اقتصاد وسيع يك ملت ششصد ميليونى چين بزرگ مثلًا از تملك يك دينار ايرانى تا سرمايههاى ميلياردى امريكاى شمالى.
از اين مقايسه روشن است كه يك فرد بشر در هر دورانى مسائل معمولى انسانى را تا اندازه معيّنى مىتواند درك كند و مثلًا فهم احساسات