ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٢ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
و به جاى لا يجنب، لا يحتلم فرموده است. و مؤيد معنى دوم است آنچه در اخبار بسيارى وارد است كه چون پيغمبر در خانه همه را از طرف مسجد بست و در خانه على (ع) را باز گذاشت، فرمود (طبق روايت امام رضا ع): براى احدى نشايد كه در اين مسجد جنب شود مگر من و على و فاطمه و حسن و حسين و هر كه از خاندان من باشد، زيرا او از من است.
" يرى من خلفه" ممكن است من در هر دو جمله حرف جر باشد (مىبيند از پشت سر چنانچه مىبيند از برابر) در اين صورت مفعول محذوف است، يعنى هر چيز را، و ممكن است موصول باشد و مفعول (مى بيند كسى را كه در پشت سر او است چنانچه مىبيند كسى را كه در برابر او است) و ظاهر اين است كه رؤيت در جمله اول كه راجع به پشت سر است به معنى علم است، زيرا ديدن حقيقى منوط به شرائط آن است و چون رؤيت در علم مجازاً استعمال شود به اعتبار تشبيه به رؤيت بصرى به يك مفعول تعلق گيرد چنانچه در گفتار امير المؤمنين (ع) گذشت كه فرمود:
لم أكن لأعبد ربّا لم اره
، و سپس فرمود: لم تره العيون به مشاهدة الابصار و لكن رأته القلوب به حقائق الايمان، و نمونه آن بسيار است.
و اينكه گفتهاند خدا براى امام ادراكى در فضا آفريند چنانچه در آخرت گويائى در دست و پا آفريند، يا اينكه شعاع ديده امام از برابر او منعكس شود مانند انعكاس او از آينه و پشت سر را نمايش دهد تكلفاتى است كه مورد حاجت نيست و قول به اينكه ديده آنچه را در برابر او نيست درك مىكند از باب خرق عادت و معجزه بر پايه اين است كه شروط رؤيت عادى است، و جائز است خدا خرق عادت كند و ديدن را در جز چشم از اعضاى ديگر بيافريند و آنچه در برابر بيننده نباشد ببيند، و همانا اين سخن بر اصول اشاعره درست آيد كه رؤيت خدا را تجويز كنند و اما بنا بر اصول مقرره معتزله و اماميه اين احتمال درست نيايد و اللَّه اعلم به حقيقة الحال.