ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٤ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
اگر گفته شود: اين طلاقى كه پس از علم به موت فسادش كشف شود چه فائدهاى دارد؟ جواب گويم كارهاى ائمه (ع) بلندتر از آن است كه خِرَد كوتاه ما بدان رسد، و بسا مصلحتى در آن ديده كه نمىدانيم، و بسا گفتهاند شايد آن حضرت به ام فروه خبر مرگ امام را داده و اجراء طلاق از روى تقيه بوده تا پس از گذشتن عده وفات بتواند شوهر كند زيرا نمىشده ترتيب اثر به علم نهانى كنند و مايه سرزنش مخالفين بوده و در تعجيل تزويج او و بيرون رفتن از خانه امام مصلحتى بوده.
من گويم كه به نظرم مىآيد كه ممكن است حكم ازدواج ائمه (ع) هم حكم ازواج نبى (ص) باشد كه پس از وفات آنان تزويج زنان آنها روا نباشد مگر به اجراء طلاق و خروج از اين حريم امامت و اين گونه طلاق بعد از وفات (به دست امام بعد) انجام مىشود، چنانچه امير المؤمنين پس از وفات پيغمبر (ص) مىتوانست عايشه را طلاق داده و از ام المؤمنينى بيرون كند و شايد سبب طلاق اين بوده كه امام مىدانسته در ترك تزويج از او اطاعت نمىكند، و ممكن است مقصود از تطليق معنى لغوى باشد، يعنى او را از خانه بيرون كرد چون عنوان زوجيت زائل شده و در عده وفات حق سكنى ندارد و بسا كه" طلعتها" (او را بيرون كردم) خوانده شده و اين مخالف ضبط نسخهها است و روى هم رفته اين از مشكلات اخبار است و وجوهى كه ذكر شد دلپذير نيست.
من مىگويم: دليلى نيست كه ام فروه زوجه امام كاظم (ع) باشد و شايد زوجه خود امام رضا يا يكى از منسوبان آن حضرت بوده است. از مجلسى (ره)- امام اين جواب را در خور فهم سائل گفته و گر نه او به الهام الهى مطلع بوده بلكه هنگام مرگ و غسل و دفن بالين امام حضور داشته، چنانچه اخبار در باره آن وارد است. از مجلسى (ره)- اين خبر دلالت دارد كه على (ع) در زمان