ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧١ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
چين را زير پرچم خود دارد و در همه جا صوت اذان بلند است و مساجد بيشمار پر از نماز خوان است و احكام و حدود و مقررات مليونها مردم به نام اسلام و قرآن اداره مىشود، و هزارها حوزه قرائت قرآن و تعليم آموزش قرآن و حديث وجود دارد، و نظم و امنيت نسبى در سراسر محيط اسلام زير لواى قرآن برقرار است.
آيا در چنين دورانى به محض اينكه كسى امام بر حق را كه خود در ضمن اين نظام وسيع اسلامى زندگى مىكند نشناسد به طور حقيقت مانند كسى مرده است كه پيش از بعثت پيغمبر در محيط جزيرة العرب وحشى و بُت پرست و بىنظم در محيط يك مشت مردم خون خوار و درنده كه از همه آداب و شؤون بشرى بر كنار بودهاند مرده است؟
و يا اينكه مقصود پيغمبر از اين بيان اين است كه مردن نادان به امام شبيه مردن جاهليت است، و آن هم از نظر صرف ترك معرفت امام و گر نه در اين دوران مردى كه سراسر قرآن را خوانده و ظاهرش را دانسته و هميشه در محراب عبادت يا دكان تجارت يا در خدمت تعليم و آموزش مردم يا در ميدان جهاد با كفار بسر برده چگونه با يك مرد نادان بُت پرست خون خوار و سوسمار خوار بيابان گرد دوران جاهليت برابر است و هيچ امتيازى از اين همه مظاهر اسلامى و تمدن بشرى كسب نكرده است.
امام (ع) در پاسخ او مىفرمايد: مقصود پيغمبر از مرگ جاهليت نظر به عالم پس از مرگ دارد نه به زندگى در اين جهان، البته از نظر زندگى و حيات در اين جهان نمىتوان يك فرد مسلمان دوران حكومت عباسى را با يك فرد دوران جاهلى و بلكه با يك فردى كه در حكومت متمدن روم هم زندگى كرده برابر دانست، زيرا نظم و انضباط و امنيت و آداب انسانى اين حكومت اسلامى از نظر ظاهر و اداره امور دنيا بسيار قابل توجه و دل پسند است.