ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٤ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ:
مسلمانى از نظر اصل تشكيل و تابعيت توحيد و رسالت و از نظر فروع دين هشتگانه نامبرده يك سازمان اجتماعى است و مشكل يك مليت دينى است يعنى مسلمانى بايد بر يك اجتماعى تطبيق شود و از اين رو در اخبار از آن به سازمان تعبير شده است.
بُنِيَ الاسلام على خمس:
اسلام سازمانى است كه بر پنج پايه بنياد شده است.
نمىتوان تنها مسلمان بود و تنها به مسلمانى زيست و تنها مسلمانى داشت، آرى ايمان عبارت از يك وجدان و عقيدهاى است كه در دل هر فرد محقق مىشود و نتيجه فردى دارد كه عبارت از رسيدن به ثواب و رضوان الهى و درك فيوضات معنويه روحيه است در اين جهان و در ديگر سراى كه آخرت است و ركن و مشكل سازمان اسلام پيشواى عادل و بلكه معصوم است كه رهبر جامعه اسلامى و مجرى قانون درست و واقعى اسلام باشد، بنا بر اين در مسلمانى يك وظيفه اجتماعى وجود دارد كه زمينه و ركن و شرط تحقق سازمان اسلام است و از آن به ولايت تعبير شده، يعنى تعهد پيروى از پيشواى درست كار و با تقوى و ثابت قدم در تقوى كه از اين نظر بايد معصوم باشد، زيرا پايدارى در تقوى و درست كارى بىصفت عصمت ميسر نيست و مورد اطمينان جامعه نيست، بنا بر اين اول وظيفه مسلمانى شناختن امام و رهبر درست كار و تعهد همكارى با او است براى اجراى صحيح قوانين اسلام و اگر رهبر و پيشواى جامعه اسلامى امام عادل و درست كار نباشد سازمان اسلام در معرض خطر انحراف و سقوط است و مقاصد اصلى اسلام كه عبارت از عدالت و احسان است محقق نمىشود.