ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥١ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
نكنيد و بگوئيد صدق اللَّه زيرا خبر از كتاب محو و اثبات بوده و مشروط به شرطى بوده كه نظر بدان خدا راست گفته و هر كه هم از طرف خدا خبر داده راست گفته گر چه به واسطه عدم تحقق شرطش واقع نشده و دو اجر برند، يكى براى ايمان به راست بودن آن و يكى براى ثبات در ايمان بعد از ظهور خلاف ... پايان نقل از مجلسى (ره).
ولى آنچه به نظر مىرسد اين است كه منظور حديث نفى تعيين وقت است به طور مطلق و مؤكد و به آيه استشهاد مىكند بر همين نفى تعيين وقت، و مقصود اين است كه تعيين وقت مايه فساد و تباهى است چنانچه تعيين وقت در ميعاد موسى سبب گوسالهپرستى قوم او شد.
و دنباله حديث راجع به وظيفه شيعه در مورد اخبار مختلفه است، و منظور اين است كه اگر حديث ما طبق حديثى باشد كه پيشتر از ما شنيديد آن را تصديق كنيد، و اگر حديثى از ما شنيديد مخالف حديثى كه پيش از آن بوده باز هم تصديق كنيد و ترديد به خود راه ندهيد زيرا حديث دوم بيان ناسخ است يا تقييد و تخصيص است يا يكى از آنها براى تقيه است، دليل:
١- اينكه اگر مقصود مطابقت حديث با واقع و مخالفت آن با واقع بود بايد گفته شود «فجاء ما حدثناكم به و جاء خلاف ما حدثناكم به» و كلمه على لازم نبود بلكه منافى مقصود بود و ذكر كلمه على در اينجا دليل مىشود كه فاعل جاء به خود حديث بر مىگردد و ما بعد على حديث ديگرى است كه اين دو گاهى با هم موافقند و گاهى مخالف و اين تطبيق بر اختلاف حديثين حمل مىشود نه بر ظهور خلاف حديث واحد.
٢- اگر مقصود عذر از خلف وقتى است كه تعيين شده جداً با صدر حديث كه به طور مطلق و مؤكد وقتگذارى را تكذيب مىكند مخالف مى شود و در حقيقت تصديق وقتگذاران مىشود و بيان عذر تخلف وقت آنان.
٣- آنكه سابقاً گفتيم بداء بر اين موارد تطبيق نمىشود و نمىتوان