ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢١ - باب در فيء و أنفال و تفسير خمس و مقررات آن و آنچه خمس در آن واجب است
و ام ايمن را آورد و گواهى دادند كه فدك از آن فاطمه (ع) است.
ابو بكر، نامهاى نوشت و به دست فاطمه داد و دستور داد كسى متعرض آن نشود، فاطمه (ع) از منزل ابى بكر بيرون شد و نامه با او بود، عُمر به او برخورد و گفت: اى دختر محمد، اين چيست كه با خود دارى؟ گفت: نوشتهاى كه پسر ابى قحافه به من داده است، گفت: آن را به من بنما و آن حضرت نخواست كه به او بنمايد و آن را از دست فاطمه (ع) ربود و خواند و سپس آب دهان بر آن انداخت و آن را پاك كرد و دريد و به فاطمه (ع) گفت: اين را پدرت بزور قشون نگرفته است و اسب سوار و شتر سوارى براى گرفتن آن نرانده است، تو ريسمان به گردن ما ببند.
مهدى به آن حضرت عرض كرد: اى ابو الحسن، حدود فدك را به من بگو، فرمود: حدى به كوه احُد، حدى به عريش مصر، حدى به سيف البحر، حدى به دومة الجندل، گفت: همه اينها است؟ فرمود: آرى يا امير المؤمنين، همه اينها، اين همه است كه رسول خدا (ص) بر سر مردم، آن قشونى نكشيده است و اسب سوار و شتر سوارى نرانده است.
مهدى گفت: سرزمين بسيارى است، من در باره آن تأملى مىكنم.
٦- از محمد بن مسلم گويد: از امام باقر (ع) شنيدم مىفرمود:
انفال، همان عطاى الهى است و در سوره انفال بريدن بينى است (يعنى بينى دشمنان ما بريده شود و خوار و زبون شوند).
٧- از احمد بن محمد بن ابى نصر از امام رضا (ع)، گويد: