ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٩ - باب در فيء و أنفال و تفسير خمس و مقررات آن و آنچه خمس در آن واجب است
چند جهت (چون پذيرائى واردين و كم بود نفقه اهل خمس و. و.) و براى آنها است از بابت اين وجوه مصارف بودجههائى (چون هداياى و فود و اموال خاصه ملوك- از مجلسى ره- چنانچه مخارجى هم به عهده آنها است.
٥- از على بن اسباط گويد: چون ابو الحسن موسى (امام كاظم" ع") نزد مهدى عباسى آمد، ديد در كار رسيدگى به مظالم است و آنها را به صاحبان حق بر ميگرداند، فرمود: اى امير المؤمنين، چه شده است كه مظلمه ما و حقى كه از ما بردهاند بر نمىگردد؟
گفت: اى ابا الحسن، اين چيست؟ فرمود: چون خداوند تبارك و تعالى فدك و حومه آن را براى پيغمبر خود گشود و آن را بىرنج و قشون كشى و ايلغار اسب سوار و شتر سوار به دست پيغمبر انداخت، خدا بر پيغمبر خود اين آيه را فرو فرستاد (٢٨ سوره اسراء): «بده به ذى القربى حقش را»، پيغمبر ندانست كه ذى القربى كيانند و در باره آن به جبرئيل مراجعه كرد و جبرئيل به پروردگارش مراجعه كرد و خدا به او وحى كرد كه فدك را به فاطمه (ع) بده، رسول خدا (ص) فاطمه را خواست و به او فرمود:
اى فاطمه، به راستى كه خدا به من دستور داده است تا فدك را به تو بدهم. عرض كرد: يا رسول الله، پذيرفتم از تو و از خدا، و هميشه تا رسول خدا (ص) زنده بود، وكلاى فاطمه (ع) در آن بودند و آن را به تصرف داشتند و چون ابو بكر متصدى كار شد، وكلاى فاطمه (ع) را از آن بيرون كرد و فاطمه نزد او رفت و درخواست كرد كه آن را به وى باز پس دهد، به او گفت: يك سياه يا سرخ بياور كه گواهى دهد فدك از آن تو است، فاطمه (ع) امير المؤمنين