ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٥ - باب در فيء و أنفال و تفسير خمس و مقررات آن و آنچه خمس در آن واجب است
و ويژه خود رسول است و فدك از آن خود پيغمبر بود، زيرا شخص او و امير المؤمنين (ع) بر آن دست يافتند و ديگرى با آنها نبود، پس نام فيء نداشت و همان انفال بود، و همچنين است نيزارها و معادن و درياها و بيابانهاى بىسكنه يعنى فلاتها كه همه از آن امام است، اگر مردمى به اجازه امام در آنها كار كردند چهار پنجم درآمد آن را به كارمزد مىبرند و يك پنجم را به امام مىدهند، و آنچه از امام باشد جارى مجراى خمس است (يعنى شش سهم شود) و هر كه بىاجازه امام در آنها كار كند براى امام رواست كه همه درآمد او را بگيرد و كسى را در آن حقى نيست، و همچنان است هر كه چيزى را آبادان كند يا قناتى روان سازد يا در زمين بائرى بىاجازه صاحب زمين كار كند، او را چنين حقى نباشد، و اگر صاحب زمين خواهد همه را از او بستاند و اگر خواهد آن را به دست او وانهد.
١- از سليم بن قيس گويد: شنيدم كه امير المؤمنين (ع) مىفرمود: ما هستيم به خدا كه خداوند قصد كرده از كلمه ذى القربى، آنان كه خداوند آنها را مقرون به خود و پيغمبرش ساخته و فرموده (٧ سوره حشر): «آنچه خداوند به رسول خود فىء داده است از اهل قريهها پس از آن خدا است و از رسول است و از ذى القربى و يتيمان و مستمندان» از ما به خصوص، و براى ما از زكاة سهمى نداده است، خدا پيغمبر خود را گرامى داشته و ما را هم گرامى داشته كه به ما بخوراند چركينهاى آنچه را در دست مردم است.
٢- محمد بن مسلم، از امام باقر (ع) در تفسير قول خدا