ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨١ - باب آنچه در باره دوازده امام رسيده و نص بر آنها(ع)
داناتر ملت ما است به قرآن و سنت و هر چه مىخواهى بپرسى، او همين است، و اشاره به على (ع) كرد.
يهودى: اگر اين مرد چنان است كه تو مىگوئى تو را چه رسد كه بيعت مردم را بپذيرى؟ با اين كه اين مرد داناتر از همه شماها است.
عمر در برابر اين اعتراض به او درشتى كرد و گفت: به تو چه؟ آن يهودى برخاست و نزد على (ع) رفت.
يهودى رو به على (ع): آيا تو چنانى كه عمر گفت؟
على (ع): عمر چه گفت؟
يهودى به او گزارش داد و گفت: اگر تو چنانى كه گفته است من از چيزهائى از تو پرسش كنم كه مىخواهم بدانم يكى از شما مسلمانان آنها را مىداند تا من بدانم شما در دعوى اين كه بهترين ملتهائيد و داناتر ملّتهائيد و راستگوئيد و با اين وضع من هم در دين اسلام شما در آيم.
على (ع): آرى، من چنانم كه عمر گفته است به تو، از هر چه خواهى بپرس، من به تو گزارش مىدهم ان شاء الله.
يهودى: به من گزارش بده از سه تا و سه تا و يكى.
على (ع): اى يهودى چرا نمىگوئى به من گزارش بده از هفتا؟ يهودى: اگر تو از سه تاى نخست به من پاسخ دهى از تو از آنها كه بجا مانده بپرسم و اگر نه، دم بندم، و اگر تو از اين هر هفت به من پاسخ درست دهى داناترين مردم روى زمين و برتر آنان و سرور بر همه مردم باشى.
على (ع): بپرس از هر چه خواهى اى يهودى.
يهودى: ١- به من گزارش بده از نخست سنگى كه بر روى