ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦٧ - باب آنچه در باره دوازده امام رسيده و نص بر آنها(ع)
رسانم و عمرش به سر آيد جز آنكه براى او وصيى مقرر ساختهام، به راستى، من تو را بر پيغمبران، برترى دادم و وصى تو را بر همه اوصياء برترى نهادم و تو را به دو شير- بچهات- ارجمند ساختم و به دو دخترزادهات حسن و حسين، حسن را پس از پدرش كان دانش نمودم و حسين را گنجبان وحى خويش، او را به شهادت گرامى داشتم و به سرانجام سعادتش واداشتم، پس او بهتر شهيد است و از همه شهيدان بلندپايهتر، من كلمه تامه خود را همراه او كردم و حجت رساى خويش را نزد او نهادم به وسيله خاندان او پاداش دهم و كيفر نهم. اول آنان: على سيد عابدان و زيور دوستان گذشته اين سامان. دوم: پسرش همانند جدّ ستودهاش محمد، شكافنده دانشم و معدن حكمتم، محققاً هلاك شوند آنان كه شك كنند در باره:
سوم آنها جعفر: آنكه او را نپذيرد، مرا نپذيرفته، گفتار بر جاى من است كه: هر آينه گرامى دارم ايستگاه جعفر را و او را در باره پيروان و ياران، و دوستانش شاد سازم، پس از وى.
چهارمشان: موسى است كه اندر آشوبى دچار است (كه بر او روا شود آشوبى خ ل كه در گيرد و برگزيدنش براى خود آشوبى خ ل) سخت و نابينا و تار، زيرا رشته قرار داد من نبرد و حجت من نهان نماند و به راستى دوستانم از جام سرشار بنوشند، هر كه يكى از آنها را منكر باشد، محققاً منكر نعمت من است و هر كه يك آيه از كتاب مرا بر گرداند بر من افتراء بسته، واى بر افتراء بندهاى منكر، در هنگام سر آمدن مدت موسى (ع) بنده و دوستم.
واى بر كسانى كه افتراء بستند و منكر شدند. پس از در گذشت موسى (ع)، دوست من و برگزيده من، حجت:
پنجم: على (ع) را كه ولى و ناصر من است و آن كس است