ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١ - باب وظيفه واجب مردم در صورت در گذشت امام(ع)
ديگرى نباشد:
١- نسبت به امام سابق از همه مردم نزديكتر و منسوبتر باشد و وصى او هم باشد.
٢- سلاح رسول خدا (ص) نزد او باشد.
٣- وصيتنامه رسول خدا (ص) هم نزد او باشد.
و اينها نزد من است و كسى در باره آن با من نزاعى ندارد، من گفتم: اين نشانهها از ترس سلطان مستور و نهان است.
فرمود: نهان نيست جز اينكه دليل روشنى دارد پدرم در زمان خود هر چه آنجا بود به من سپرد و چون مرگش در رسيد، فرمود: چند گواه براى من حاضر كن، من چهار تن از قريش را حاضر كردم كه نافع وابسته عبد الله بن عمر با آنها بود و فرمود: بنويس اين است كه يعقوب به پسرانش وصيت كرد (١٢٢ سوره بقره): «اى پسران من به راستى خدا براى شما دينى را برگزيده مبادا بميريد جز اين كه مسلمان باشيد» و وصيت كرد محمد بن على به پسرش جعفر بن محمد و به او دستور داد او را در بُردى كه هنگام نماز جمعه مىپوشيد كفن كند و عمامه او را براى او عمامه سازد و قبر او را چهار گوش نمايد و چهار انگشت از زمين بلندتر كند و او را واگذارد، پس فرمود: آن وصيتنامه را در هم پيچيد و به گواهان فرمود: خدا شما را رحمت كند، برگرديد، و چون گواهان رفتند من گفتم: پدر جان در اين استشهاد چه مصلحتى بود؟ فرمود: من بد داشتم كه تو مغلوب شوى و بگويند وصيت نكرده، خواستم تو دليلى در دست داشته باشى. و امام كسى است كه چون به شهر او در آيند و پرسند وصى فلان امام كيست؟ گويند فلانى، من گفتم: اگر شريك در وصيت داشته باشد؟ فرمود: از شخص امام بپرسيد كه او محققاً براى شما بيان مىشود.