ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٧ - باب در حال كسى كه بىامام براى خدا ديندارى كند
آنچه كسب كردهاند دسترسى ندارند، اين است آن گمراهى پرت و پلا.
٣- ابن ابى يعفور گويد: به امام صادق (ع) گفتم: من با مردم آميزش كنم و بسيار شگفتم از مردمانى كه پيرو و دوست شما نباشند و به دنبال فلان، و فلان افتند، با اين كه خود امانت دار و راستگو و با وفايند و در شگفتم از مردمى كه پيرو و دوست شمايند و آن درجه از امانت و راستى و وفادارى را ندارند، گويد: امام آماده نشست و به من رو كرد مانند مرد خشم آلود و سپس فرمود: كسى كه به وسيله پيروى امام جائر كه از طرف خدا نيست براى خدا ديندارى كند، اصلًا دين ندارد و كسى كه پيرو و دوست امام عادل از طرف خدا باشد گلهاى از او نشايد.
من گفتم: نه آنان دين دارند و نه اينان گله را شايند؟، فرمود: آرى نه آنان دين دارند و نه اينان گله را شايند. سپس فرمود:
مگر گوش نمىدهى به قول خدا عز و جل (٢٥٧ سوره بقره): «خدا وليّ آن كسانى است كه گرويدند، از تيرگيها آنها را برآرد و در روشنى در آرد» يعنى از تيرگى گناهان به روشنى توبه و باز گشت و آمرزش، براى پيرويشان از هر امام عادل منصوب از طرف خدا، و فرمود: «و آن كسانى كه كافرند، دوستانشان شيطان سركش هستند و از روشنى برآرندشان و در تيرگيها در آرندشان» همانا مقصود اين است كه در پرتو نور اسلام بودند و چون به امامان جائر و ستمكار گرائيدند كه از طرف خدا عز و جل نبودند به وسيله پيروى آنان از نور مسلمانى بيرون شدند و به درون تيرگيهاى كفر و خدا آنها را مستحق دوزخ ساخت به همراه كفّار و «آنان ياران