ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١ - باب در بيان حال ١ - كسى كه به ناحق دعوى امامت كند ٢ - كسى كه همه امامان بر حق يا برخى را انكار كند ٣ - كسى كه امامت را براى نااهل اثبات كند
زنا و مىخوارى يا چيزى از اين گونه محرمات؟ گفتم: نه، فرمود:
پس اين هرزگى چيست كه دعوى مىكنند خدا بدان دستور داده؟
گفتم: خدا داناتر است و وَلِيّش، فرمود: اين در باره پيشوايان جور است كه دعوى كنند خدا آنها را مأمور كرده اقتداء به مردمى كنند كه خدا به پيروى از آنان دستور نداده، خدا اين اظهار را از آنها مردود دانسته و خبر داده كه آنها از دروغ اين را نسبت به او دادند و آن را هم فاحشه و هرزگى ناميده.
١٠- محمد بن منصور گويد: من از يك بنده شايسته (مقصود امام كاظم (ع) است) از قول خدا عز و جل (٣١ سوره اعراف): «بگو (اى محمد) همانا پروردگار من حرام كرده است همه هرزگيها را آنچه عيان باشد و آنچه نهان»، گويد: فرمود: به راستى، قرآن ظاهر و باطن دارد، همه آنچه را قرآن حرام كرده ظاهرش مقصود است و باطن آن همان ائمه و پيشوايان جَور و ستم هستند، و هر چه را خدا در قرآن حلال شمرده ظاهرش مقصود است و منظور از باطن آن امامان و پيشوايان بر حقّند.
١١- جابر گويد: از امام باقر (ع) پرسيدم از قول خدا عز و جل (١٦٠ سوره بقره): «و برخى مردم كسانيند كه در برابر خدا همتاها بگيرند و چون خدا آنها را دوست دارند»، فرمود: آنان به خدا اولياء فلان و فلانند كه آنها را امام خود دانند در برابر امامى كه خدا او را براى مردم امام ساخته است و از اين جهت خدا فرموده است: (در دنبال آن) «اگر ببينى آن كسانى را كه ستم كردند گاهى كه عذاب بينند و دانند كه همه توانائى از خدا است و به راستى خدا سخت شكنجه است