ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٧ - در معجزات پيغمبر(ص)
١٢- از امام صادق (ع)، فرمود: چون رسول خدا (ص) را به معراج بردند، جبرئيل او را به جايى رساند و از او دنبال ماند و او را تنها گذاشت، فرمود: اى جبرئيل، در اين حال مرا تنها مىگذارى؟
در پاسخ گفت:
برو، به خدا در جايى گام نهادى كه بشرى در آن گام ننهاده و بشرى پيش از تو در آن جا راه نرفته است.
١٣- از على بن ابى حمزه گويد: در حضور من، ابى بصير از امام صادق (ع) پرسشى كرد، گفت: قربانت، چند بار رسول خدا (ص) را به معراج بردند؟ فرمود: دو بار، جبرئيل او را باز داشت و عرض كرد: اى محمد، در جاى خود باش، هر آينه به پايگاهى بر آمدى كه پيش از تو نه فرشتهاى و نه پيمبرى بدان راه نيافته، به راستى پروردگارت در نماز است، فرمود: اى جبرئيل، چگونه نماز مىگذارد؟ عرض كرد: مىفرمايد: سبوح قدوس، منم پروردگار فرشتهها و روح، مهرم بر خشمم پيش است، آن حضرت عرض كرد: بار خدايا، عفوك عفوك، امام صادق (ع) فرمود:
پيغمبر چنانچه خدا فرموده (٩ سوره نجم): «به مقام قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى رسيد»، ابو بصير به آن حضرت عرض كرد: قربانت، قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى چيست؟
فرمود: از سر دسته كمان تا سر آن، فرمود: ميان آنها حجابى مىدرخشيد (و مىلرزيد و پائين و بالا مىشد و موج مىزد)، به نظرم كه فرمود: زبرجد بود، و پيغمبر از مانند سوراخ سوزنى نگريست و تا آنجا كه خدا مىخواست پرتو بزرگوارى حق را دريافت.