ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٧ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
گفتم (٤٩): «چه شده است كه آنها از ياد آورى به حق روگردانند» فرمود: يعنى از ولايت روگردانند.
گفتم (٥٤): «نه، هرگز، به راستى آن ياد آورى است» فرمود:
يعنى ولايت.
گفتم (٧ سوره انسان): «به نذر وفا مىكنند» فرمود: يعنى وفا مىكنند براى خدا به پيمانى كه در ميثاق از آنها در باره ولايت ما گرفته است.
گفتم (٢٣ سوره انسان): «به راستى ما فرو فرستاديم بر تو قرآن را فرو فرستادنى» فرمود: يعنى فرو فرستادنى نسبت به ولايت على (ع).
گفتم: اين نازل شده است؟ فرمود: آرى از روى تأويل و علم به باطن قرآن.
گفتم (٢٩): «به راستى اين ياد آورى است» فرمود: مقصود ولايت است.
گفتم (٣١): «در آورد هر كه را خواهد در رحمت خود» فرمود:
يعنى در آورد او را در ولايت ما (كه وسيله دريافت همه رحمتهاى ظاهره و باطنه است) فرمود: «و براى ستمكاران عذاب دردناكى آماده سازد» ندانى كه خدا مىفرمايد (٥٤ سوره بقره): «به ما ستم نكردند ولى به خودشان ستم كردند» فرمود: خدا عزيزتر و منيعتر است از اينكه ستم شود يا به خود ستم نسبت دهد ولى خدا ما را به خود آويخت و ستم بر ما را ستم به خود دانست و ولايت ما را ولايت خود شناخت و سپس در اين باره به پيغمبرش قرآنى هم فرو فرستاد و فرمود (١١٨ سوره نحل): «و ما بدانها ستم نكرديم ولى خودشان بودند كه به خودشان ستم