ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٥ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
من گفتم (٣١ سوره مدثر): «تا يقين جويند آن كسانى كه به آنها كتاب داده شده» فرمود: يعنى يقين كنند كه خدا و رسولش و وصىّ او حق است.
گفتم: «و بيفزايد آن كسانى كه ايمان دارند به ايمان خودشان» فرمود: ايمانشان به ولايت وصى بيفزايد.
گفتم: «و ترديد به خود راه ندهند آن كسانى كه اهل كتابند و مؤمنين» فرمود: يعنى نسبت به ولايت على (ع).
گفتم: اين ترديد و شك چيست؟
فرمود: مقصود از آن اهل كتاب و مؤمنان است كه خدا آنها را ياد كرده، پس فرمود: براى آن كه در ولايت شك نكنند.
گفتم: «و نيست (آن دوزخ يا شماره خازنان آن يا اين سوره- از بيضاوى) جز ياد آورى براى بشر».
فرمود: آرى مقصود از آن ولايت على (ع) است.
گفتم (٣٥): «به راستى آن يكى از گرفتارىهاى بزرگ است».
فرمود: مقصود ولايت است (كه بزرگترين مشكل و گرفتارى در اسلام بوده و تا كنون هم هست).
گفتم (٣٧): «براى هر كدام از شماها كه بخواهد پيش آيد يا پس رود» فرمود: يعنى هر كه به سوى ولايت ما پيش آمد از دوزخ پس افتاد و هر كه از ولايت ما پس افتاد به دوزخ پيش افتاد.
گفتم (٣٩): «جز اصحاب يمين» فرمود: به خدا سوگند آنان شيعيان ما هستند.
گفتم (٤٣): «نبوديم ما از نمازگزاران» فرمود: يعنى ما دوستدار وصى محمد نبوديم و نه اوصياء بعد از او و به آنها صلوات نمىفرستادند.