ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٣ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
و رسول و امام باشد چون همه مراتب پرورنده بشرند) من گفتم: اين عبارت نازل شده؟ فرمود: نه، اين تأويل است.
گفتم: قول خدا (٢١ سوره جن): «در اختيار ندارم براى شما نه زيان را و نه رهبرى را» فرمود: رسول خدا (ص) مردم را به ولايت على (ع) دعوت كرد، قريش گرد او فراهم شدند و گفتند: يا محمد، ما را از آن معاف دار، رسول خدا (ص) فرمود: اين كار با خدا است، با من نيست، او را متهم ساختند و بيرون تاختند و خدا اين آيه را نازل كرد كه:
«به راستى من براى شما نه اختيار زيان و نه رهبرى به دلخواه ندارم» (٢٢): «بگو به راستى هرگز كسى مرا در برابر خدا پناه نتواند داد (اگر نافرمانى او كنم) و هرگز در برابر او ملجئى نيابم جز اين كه بايد برسانم از طرف او و پيغامهايش را بگويم» در باره على (ع)، گفتم: اين نازل شده؟ فرمود: آرى، سپس براى تأكيد، خدا فرمود: «هر كه نافرمانى كند خدا و رسول را (در باره ولايت على) به راستى از آن او است دوزخ كه در آن جاويد بمانند تا هميشه».
گفتم (٢٤): «تا وقتى ببينند آنچه را وعده شده است به خوبى بدانند كيست كه ياورش ناتوانتر است و شماره لشكرش كمتر» فرمود:
مقصود از آن امام قائم است و انصارش.
گفتم (٩ سوره مزمل): «شكيبا باش بر آنچه مىگويند (فرمود:
يعنى آنچه در باره تو مىگويند) و به خوبى آنها را ترك كن و از آنها جدا شو».
آيه ١٠: «و واگذار مرا (اى محمد) با مكذّبان (به وصيت) كه نعمت بارهاند و اندكى به آنها فرصت بده» گفتم: اين نازل شده؟ فرمود:
آرى.