ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٩ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
(نسبت به ولايت وصيت) نزد تو آمدند و گفتند (ما گواهيم كه تو به راستى رسول خدائى) و خدا مىداند تو محققاً رسول اوئى و هم خدا گواه است كه منافقان (به ولايت على هر آينه دروغگويند)»- آيه ٢:
«برگرفتند سوگند دروغين خود را (روپوش بر نفاق خود) و جلوگيرى كردند از راه خدا، (راه خدا همان وصى بود) به راستى كه آنان بدرفتارى كردند در آنچه به عمل مىآوردند»- آيه ٣: «اين براى آن است كه آنها گرويدند (به رسالت تو) و كافر شدند (به ولايت وصيت و خدا) مهر نهاد بر دلشان و آنها نمىفهمند» گفتم: معنى لا يفقهون چيست؟ فرمود:
يعنى حقيقت نبوت تو را تعقُّل نمىكنند، گفتم (٥ سوره منافقون):
«و چون به آنها گفته شود بيائيد تا رسول خدا براى شما آمرزش خواهد (فرمود: يعنى وقتى به آنها گفته شود بر گرديد به اعتراف به ولايت على (ع) تا پيغمبر براى شما آمرزش خواهد از گناهانتان) سر برگردانند خدا فرموده و باز بينى كه جلوگيرى مىكنند (از ولايت على) و آنان سر بزرگى كنند» بر آن حضرت، سپس خدا رشته سخن را به معرفى آنان كشانده و فرموده- آيه ٦: «براى آنها برابر است كه تو (اى پيغمبر) آمرزش خواهى بر ايشان يا آمرزش نخواهى برايشان، هرگز خدا آنها را نيامرزد زيرا خدا مردم فاسق را رهنمائى نكند» مىفرمايد: آنها كه به وصيت ستم كردند.
من گفتم (٢٢ سوره ملك): «آيا پس كسى كه به رو در افتاده راه مىرود برتر است يا كسى كه درست بر سر پا راه مىرود و در راه راست است» فرمود: خدا در اينجا مَثَل زده است براى هر كه از ولايت على روگردان است به كسى كه به رو در افتاده و به كار خود گم است، و قرار داده هر كه پيروى على كند چون كسى است كه بر پا ايستاده و در راه راست است، راه راست همان امير المؤمنين است.