ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٧ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
سپس فرمود (١١): «همانا تو بيم مؤثر دهى كسانى را كه پيروى كنند از ذكر (يعنى امير المؤمنين) و بترسند از خداى رحمان در نهانى، مژده ده به آنها (اى محمد) به آمرزش و مزد گرامى و ارجمند».
٩١- محمد بن فضل گويد: از ابو الحسن الماضى (ع) پرسيدم از قول خدا عز و جل (٨ سوره صف): «مىخواهند نور خدا را با پف دهان خود خاموش كنند» در جواب فرمود: يعنى مىخواهند ولايت امير المؤمنين را با پف دهان خود خاموش كنند، گفتم: «و خدا اتمامكننده نور خود است» فرمود: خدا امامت را به اتمام رساند.
براى قول او عز و جل (٨ سوره تغابن): «آن كسانى كه گرويدند به خدا و رسولش و نورى كه فرو فرستاديم» نور، همان امام است، (٩ سوره تغابن): «او است آن كه فرستاده رسول خود را به رهبرى و كيش درست» فرمود: يعنى او است كه به رسول خود فرمان داده براى ولايت و امامت وصى او، و ولايت همان كيش حق است، گفتم: «تا او را بر همه دينها پيروز كند» فرمود: در وقت ظهور امام قائم او را بر همه دينها پيروز كند، فرمود: خدا مىفرمايد: «و خدا اتمامكننده نورِ خود است (كه ولايت امام قائم باشد) و گر چه كافران را بد آيد (از ولايت على ع)» گفتم: اين نازل شده است؟ فرمود:
آرى، اين حرف نازل است و امّا آن ديگرى تأويل است.
من گفتم (٣ سوره منافقون): «اين براى آن است كه ايمان آوردند و سپس كافر شدند» فرمود: خدا تبارك و تعالى هر كس را كه در ولايت وصى از پيغمبرش پيروى نكرده منافق ناميده و هر كه امامت وصى او را انكار كرده چون منكر خود محمد مقرر كرده و در باره آن قرآن نازل كرده و فرموده: اى محمد «وقتى منافقان