ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٥ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
را» فرمود: همانا آن را به زبان وى آسان كرد وقتى امير المؤمنين را به امامت نصب كرد و مؤمنان را بدان مژده داد و كافران را بدان بيم داد و آنهايند كه خدايشان در كتاب خود قرآن لجباز و سرسخت خوانده است يعنى كفارند.
گويد: پرسيدم او را از قول خدا (٦ سوره يس): «تا بيم دهى مردمى را كه بيم داده نشده است پدرانشان و آنان غافلند» فرمود: تا بيم دهى مردمى را كه تو در ميان آنها هستى چنانچه بيم داده شدند پدرانشان و آنان در غفلت به سر بردند از خدا و رسول خدا و از تهديد خدا.
(٧ سوره يس): «هر آينه ثابت شد آن گفته (كه فرمود: هر آينه دوزخ را از آنها پُر كنم) بر بيشتر آنان (از كسانى كه اعتراف نكنند به ولايت امير المؤمنين (ع) و ائمه بعد از او) پس آنها ايمان ندارند (به امامت امير المؤمنين و اوصياء بعد از او چون اقرار نكردند به ولايت كيفر آنها همان است كه خدا ياد كرده است)».
(٨ سوره يس): «به راستى بگذاريم در گردنشان غُلهائى كه تا بزنخ آنها برسد (و نتوانند سر خود را به زير اندازند) و آنان سر به هوا و چشم بسته بمانند (در آتش دوزخ)» سپس خدا فرمود (٩): «و بسازيم جلوى آنها سدّى و در پشت سر آنها سدّ ديگر (بلند) و آنان را در ميان (دو سد) فرو گيريم كه جايى را نبينند» براى كيفرشان در مجازات اينكه انكار كردند ولايت امير المؤمنين (ع) و امامان بعد از او را، اين در دنيا است و آخرت در آتش دوزخ سر به هوا و چشم بسته باشند».
سپس فرمود: اى محمد (١٠) «برابر است براى آنها كه بيمشان بدهى يا بيمشان ندهى، آنها ايمان نياورند (به خدا و به ولايت على و امامانى كه بعد از او خواهند بود)».