ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٧ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
از اهلش) و حرام كند بر آنها خبائث را (گفته مخالف را) و بنهد از دوش آنها بار سنگين را كه به دوش دارند (و اين بار سنگين گناهانى است كه قبل از معرفت فضل امام مرتكب بودند) و زنجيرهاى گرانى كه بر دوش داشتند (و آن همان گفتارشان بود نسبت به ترك فضل امام كه مأمور بدان نبودند، و چون فضل امام را شناختند و فهميدند خداوند بار سنگين را از دوش آنها بنهاد كه همان گناهانشان بود، سپس نسبت آنها را بيان كرده و آنها را معرفى نموده و فرموده): «آن كسانى كه ايمان آوردند (يعنى به امام) و او را تأييد كردند و يارى نمودند و پيروى كردند نورى را كه همراه او فرود آمده است، آنان همان رستگارانند».
يعنى آن كسانى كه از پرستش جبت و طاغوت اجتناب كردند، جبت و طاغوت فلان است و فلان و فلان و عبادت پيروى مردم است نسبت به آنها، باز خدا فرموده است (٥٤ سوره زمر):
«باز گرديد به سوى پروردگار خود و تسليم او شويد» و سپس به آنها پاداش داده و فرموده است (٦٤ سوره يونس): «براى آنها است مژده در زندگى دنيا و آخرت» و امام به آنها مژده دهد به قيام قائم و ظهور او و كشتن دشمنانشان و به نجات در آخرت و ورود بر محمد (ص) و خاندان راست گويش بر سر حوض.
٨٤- از عمار ساباطى گويد: پرسيدم از امام صادق (ع) از قول خدا عز و جل (١٦٢ سوره آل عمران): «آيا پس كسى كه پيروى كرد از رضوان خدا چون كسى كه به خشم خدا گرفتار شد و جايش دوزخ است و چه بد سر انجامى است (١٦٣) آنان درجاتى دارند نزد خدا» فرمود:
آنها كه پيرو رضوان خدايند همان ائمهاند و هم آنها ميزان