ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٣ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
گفتارشان را مشنو» سپس باز روى سخن را به والدين كرده و فرموده:
«در دنيا با آنها به خوشى مصاحبت كن» مىفرمايد: فضل آنها را به مردم معرفى كن و به روش آنها دعوت كن و اين قول او است كه:
«و پيروى كن روش كسى را كه به من باز گردد و سپس برگشت شما همه به من باشد». پس امام فرمود: در درجه اول به سوى خدا و سپس به سوى ما است، از خدا بپرهيزيد و نافرمانى والدين نكنيد، زيرا خشنوديشان خشنودى خدا و خشمشان خشم خدا است.
٨٠- از عمرو بن حريث گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم از قول خدا (٢٤ سوره ابراهيم): «مانند درخت خوبى كه ريشهاش بر جا است و شاخهاش در سما است» گويد: در پاسخ فرمود: رسول خدا (ص) اصل آن است و امير المؤمنين (ع) شاخه و فرعش امامان از نژادشان شاخههايش و جوانههايش و دانش ائمه ميوهاش و شيعيان با ايمان برگهايش، آيا در اين درخت چيز زيادى هست؟
گويد: گفتم: نه، به خدا، فرمود: به راستى چون مؤمنى متولد شود برگى در آن درخت برويد و چون مؤمنى بميرد برگى از آن بيفتد.
٨١- هشام بن حكم از امام صادق (ع) در قول خدا عز و جل (١٥٨ سوره انعام): «سود ندهد كسى را ايمانش در صورتى كه پيش از آن ايمان نداشته (يعنى در ميثاق) يا در دوران ايمانش كار خير نكرده است».
فرمود: مقصود اقرار به انبياء و اوصياء است و امير المؤمنين بالخصوص، فرمود: ايمانش سود ندهد براى آن كه سلب شود