ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١١ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
چون كه پسر ابى طالب بر ما مسلط گردد، همه گفتند ما مىدانيم محمد در هر چه گويد راست گويد ولى ما از او پيروى كنيم و در باره على دستور او را اطاعت نكنيم.
فرمود: پس از آن اين آيه نازل شد كه: «مىشناسند نعمت خدا را و سپس آن را انكار مىكنند (يعنى ولايت على بن ابى طالب را مىشناسند) و بيشتر آنها كافر به ولايتند».
٧٨- سلام گويد: از امام باقر (ع) پرسيدم از تفسير قول خدا تعالى (٦٣ سوره فرقان): «آن كسانى كه روى زمين آرام و آهسته و با وقار راه مىروند» فرمود: آنها اوصياء هستند كه براى ترس از دشمن آهسته راه مىروند.
٧٩- از اصبغ بن نباته كه از امير المؤمنين (ع) پرسيد: از قول خدا تعالى (١٤ سوره لقمان): «كه شكر كن براى من و براى پدر و مادرت، سر انجام به سوى من است».
در پاسخ فرمود: آن والدينى كه خدا شكر آنان را واجب كرده است آنهايند كه دانش را زايند و حكومت را به ارث برند و مردم به طاعتشان دستور دارند، سپس خدا فرموده: «سرانجام به سوى من است» سر انجام بندهها به آستان خدا است و دليل بر آن همين دو والدند و سپس خدا روى سخن را با زاده حنتمه (نام مادر عمر بن خطاب و دختر ذى الرمحين) كرده و با رفيق او و فرموده است به مقصد خاص و لفظ عام «اگر آن دو (عمر و ابى بكر) با تو ستيزه كردند كه به من شرك آورى» و در وصيت افتراء بندى و از آن كه به تو دستور اطاعتش را دادم عدول كنى «فرمانش را مبر و