ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٧ - باب در آن گلچينهائى است از قرآن در باره ولايت
٧٣- از على بن جعفر، گويد: شنيدم از ابو الحسن (ع) مىفرمود: چون رسول خدا (ص) در خواب ديد كه: تيم (ابو بكر) و عدى (عمر) و بنو اميه به منبر او بر مىآيند، غمنده شد، پس خدا تبارك و تعالى قرآنى به او فرو فرستاد تا بدان تسليت جويد (١١٦ سوره طه): «و گاهى كه به فرشتهها گفتيم براى آدم سجده كنيد، پس همه سجده كردند جز ابليس كه سرباز زد» سپس خدا به او وحى كرد اى محمد من فرمان دادم و فرمانم نبردند، تو بيتابى مكن كه فرمان دهى و فرمانت نبردند در باره وصيت.
٧٤- از حسين بن نعيم صحاف گويد: پرسيدم از امام صادق (ع) از تفسير قول خدا (٢ سوره تغابن): «برخى از شما كافر باشند و برخى از شما مؤمن باشند» فرمود: خدا ايمان آنها را به موالات و دوستى ما شناخت و كفر آنها را با آن هم سنجيد، روزى كه از آنها پيمان گرفت و آنها ذرهاى بودند در پشت آدم و از آن حضرت پرسيدم از تفسير قول خدا عز و جل (١٢ سوره تغابن): «فرمان بريد خدا را و فرمان بريد رسول خدا را، اگر رو گردانيد پس همانا آنچه به عهده رسول ما است ابلاغ هويدا است».
در پاسخ فرمود: هلا، به خدا كسانى كه پيش از شما بودند هلاك نشدند و هيچ هالكى به هلاكت نرسيده پيش از قيام قائم ما (ع) جز براى ترك ولايت ما و انكار حق او، رسول خدا (ص) از اين دنيا بيرون نرفت تا حق ما را به گردن اين مردم بار كرد و ثابت نمود و خدا هر كه را خواهد به راه راست رهنمايد.
٧٥- از على بن جعفر از برادر خود موسى (ع) در تفسير قول