ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٥ - باب در اينكه زمين همه از امام(ع) است
رواست، اى ابا محمد امام شبى را هرگز نگذراند كه براى خدا در گردن او حقى مانده باشد كه خدايش مسئول آن داند.
٥- يونس بن ظبيان يا معلى بن خنيس گويد: به امام صادق (ع) گفتم: شما از اين زمين چه داريد؟ لبخندى زد و فرمود:
به راستى خدا تبارك و تعالى جبرئيلش را فرستاد و به او فرمان داد تا با انگشت بزرگ خود هشت نهر در زمين ببرد كه از آنها است سيحان و جيحان (جيحون خ ل) كه نهر بلخ است و خشوع و آن نهر شوش است (شاش است) و مهران و آن نهر هند است و نيل مصر و دجله و فرات، آنچه آب خورد يا آب داده شود همه از ما است و هر چه از ما است از آن شيعيان ما است و دشمن ما از آن بهرهاى ندارد جز آنچه به زور ربايد و دوست ما در وسعتى پهن بر از اين و اين است يعنى ميان آسمان و زمين سپس اين آيه را خواند (٣٢ سوره اعراف): «بگو از آن كسانى است كه گرويدند در زندگانى دنيا (ولى از آنها به زور گرفته شده) و خالص است (براى آنها) در روز قيامت (بىزور بردن و غصب از آنها)».
٦- محمد بن ريان گويد: به امام عسكرى (ع) نوشتم:
قربانت روايت شده كه رسول خدا (ص) از دنيا جز خمس ندارد؟
جواب رسيد كه دنيا و آنچه بر آن مىگردد از رسول خدا است.