ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٣ - باب آنچه پيغمبر در باره خير انديشى نسبت به ائمه مسلمين و ملازمت جمعيت آنان فرمان داده است
جادوگر و دروغگو، و خدا مهر بر دل آنها نهاد و آن را از يادشان برد. و سپس زبانشان را به بعضى از بيان حق باز كرد و آن را به زبان مىگويند ولى از دل باور ندارند تا بدين وسيله از اولياى خدا و أهل طاعتش دفاع شود و اگر چنين نبود خدا در زمين خود پرستش نمىشد و ما دستور يافتيم كه از آنها نهان داريم و كتمان كنيم، شما هم نهان كنيد از آنها كه خدا دستور داده به صرف نظر از آن و پنهان كنيد از آنها كه خدا دستور داده به ستر و كتمان از او.
گويد: سپس دست برداشت و گريست و فرمود: بار خدايا اينان جمعى اندكند آنها را در زندگى و مرگ ما شريك گردان و دشمن خود را بر آنها مسلط مكن تا ما را به مرگ آنان داغدار كنى زيرا اگر داغ آنها را به دل ما گذارى تو هرگز در زمين خود پرستيده نشوى و رحمت و درود فراوان بر محمد و آلش.
باب آنچه پيغمبر در باره خير انديشى نسبت به ائمه مسلمين و ملازمت جمعيت آنان فرمان داده است
١- رسول خدا (ص) در مسجد خيف براى مسلمانان سخنرانى كرد، فرمود:
خُرّم كند خدا بندهاى را كه گفتار مرا بشنود و آن را در دل جاى دهد و نگهدارد و به كسى كه نشنيده برساند چه بسا كسى كه دستور بينائى و فهم با خود دارد و خود بينا و با فهم نيست و چه بسا