ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٥ - باب در اينكه ائمه أطهار(ع) چون بر سر كار آيند به حكم داود و خاندان داود قضاوت كنند و گواه نخواهند
معاف داشت، گويد: چندى نگذشت كه منصور بن جمهور به كوفه آمد و آنچه جابر مىگفت به جا آورد.
باب در اينكه ائمه أطهار (ع) چون بر سر كار آيند به حكم داود و خاندان داود قضاوت كنند و گواه نخواهند
١- ابى عبيده حذاء گويد: در دوران امام باقر هنگامى كه وفات كرد ما شيعه چون گله بىچوپان سر گردان بوديم و به سالم بن ابى حفصه (زيدى متعصب بود كه امام صادق او را لعن و تكفير كرد) بر خورديم، او به من گفت: اى ابى عبيده امامت كيست؟
گفتم: امامان من آل محمدند، گفت هلاكى و هلاك مىكنى، آيا من و تو از امام باقر (ع) نشنيديم كه مىفرمود: هر كه بميرد و بالاى سرش امامى نباشد به مردن جاهليت مرده است.
گفتم: آرى به جان خودم و من خودم در حدود سه روز پيش از اين خدمت امام صادق رفته بودم و معرفت آن حضرت به امامت به من روزى شده بود از طرف خدا، و من به امام صادق (ع) گزارش دادم كه سالم به من چنين و چنان گفت فرمود: اى ابا عبيده امامى از ما نميرد تا به جاى خود گذارد كسى كه مانند او كار كند و به روش او برود و بدان چه او مردم را مىخواند بخواند اى ابا عبيده به راستى مطلب اين است كه آنچه به داود (ع) داده شد جلو