مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٢ - فصل ١٩
الفصل السابق من أنّ موضوع الحرکة لابدّ و أن یکون أمراً ثابت الذات صحیح إذا عنی بموضوع الحرکة موضوعها بحسب الماهیة [١] لأنّ موضوع التجدد یکون التجدد عارضاً له، فهو بحسب ذاته و ماهیته غیرمتجدد، أو عنی به موضوع الحرکات الغیر اللازمة فی الوجود [٢] کالنقلة و الاستحالة و النمو.
و ما ذکر أیضاً فیه من أنّ موضوع الحرکة مرکب من ما بالقوة و ما بالفعل قول مجمل یحتاج إلی تفصیل، و هو أنّ الموضوعیة و العروض إن کانا فی الوجود [٣] کما فی الحرکات العارضة للجسم فحقٌّ أنّ موضوعها مرکب فی الخارج من أمر به یکون بالفعل موجوداً ثابتاً مستمراً فی کلّ زمان الحرکة و من أمر یکون بالقوة متحرکاً، لأنّ کلّ جزء من الحرکة یوجد فیه بعد ما لم یکن و یزول عنه و هو هو بحاله و إن کان العروض بحسب التحلیل العقلی [٤] کما فی اللوازم؛ فالقابل و الفاعل هناک أمر واحد [٥]، و القوة و الفعلیة [٦] جهة واحدة أی ما بالقوة عین مابالفعل، کلّ منهما متضمن للآخر، و کما أنّ ثبات الحرکة عین تجددها و قوتها علی الشیء عین فعلیة القوة علی ذلک.
[١]. چنان که گفتیم، این «إذا» یی است که هیچ کس نگفته است.[٢]. آقای طباطبایی در مورد عبارت «الحرکات الغیراللازمة فی الوجود» میگویند این عبارت «مفهوم» دارد: معلوم میشود که حرکات عرضیای داریم که از جوهر قابل انفکاک نیستند. پس برخی حرکات عرضی داریم که سکون پذیر هستند و برخی حرکات عرضی داریم که سکون پذیر نیستند. مثلًا یک نوع حرکت در أین داریم که قابل سکون نیست برخلاف حرکت ظاهری أین که سکون پذیر است.[٣]. یعنی این عروض، عینی باشد نه تحلیلی.[٤]. یعنی اگر عروض، عروض تحلیلی باشد و بحث روی لوازم ذاتی بیاید.[٥]. شاید کسی گمان کند که مرحوم آخوند میخواهد بگوید همان نوع قابلیت و فاعلیتی که در حرکات عرضی هست در اینجا هم هست با این تفاوت که در اینجا قابل و فاعل یکی است. مرحوم آخوند قبلًا توضیح دادند که در جاهایی که فعلیت و قبول واقعی نیست محال است قابل و فاعل در کار باشد و بنابراین مقصود روشن است. در مواردی که قابلیت و فاعلیتی در کار نیست و فقط انتزاع است (مثل زوجیت و اربعه) اصطلاح این است که میگویند قابل و فاعل یکی است. پس این مساوی است با اینکه بگوییم در اینجا قابلیت و فاعلیتی نیست.[٦]. قوه و فعلیتی که در اینجا میگوییم قوه و فعلیت ذهنی است و غیر از قوه و فعلیتی است که در باب حرکات میگوییم.