مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠ - احتجاج مرحوم آخوند با قائلین به کون و فساد
صورت جوهری زایل و فاسد میشود و یک صورت جوهری جدید کائن میشود.
مثلًا موجودی که مراحل جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی را طی میکند وقتی میخواهد به مرحله نباتی برسد آن صورت جمادی فاسد میشود و صورت نباتی حاصل میشود و باز صور نباتی که ممکن است متعدد باشند یکی فاسد شده و دیگری کائن میشود.
آیا وقتی صورتی فاسد میشود تمام هویت آن شیء فاسد و معدوم میشود؟
(فساد در اینجا به معنی «انعدام» است). وقتی آب تبدیل به هوا (بخار آب) و یا هوا تبدیل به آب میشود که قدما به آن قائل بودند و نوعی کون و فساد تلقی میکردند، آیا آن آب به کلی منعدم میشود و از نو هوا به وجود میآید؟ خودتان میگویید وقتی آب تبدیل به هوا میشود هوا به کلی معدوم نمیشود بلکه صورت مائیه معدوم میشود و صورت هوائیه کائن میشود اما ماده باقی است، یعنی همان مادهای که صورت هوائیه را دارد صورت مائیه را میپذیرد و لذا آب فعلی همان هوای سابق است.
حال از شما که میگویید ماده باقی است میپرسیم آیا ماده میتواند بلاصورت باقی باشد؟ خودتان قبول دارید که محال است که ماده یک آن و یک لحظه بلاصورت باشد و تشخص ماده به صورت است و لذا میگویید وقتی یک صورت معدوم شده و یک صورت دیگر میآید ماده در اینجا متشخص است به واحد بالعمومِ صورت، نه به واحد خاص، یعنی ماده در وجود و تشخص خود به «صورةٌ مّا» نیاز دارد نه به صورت مائیه بالخصوص یا صورت هوائیه بالخصوص.
طبق مثال عامیانه معروف، ماده مثل خیمه است که به «عمودٌ مّا» احتیاج دارد نه به عمود خاص. پس شما قبول دارید که در خلال کون و فسادهایی که قائل هستید یک امر باقی مستمر دارید و آن ماده اولی یا هیولای اولی است و تشخص آن به «صورةٌ مّا» است.
حال آنچه شما در باب کون و فساد میگویید ما در باب حرکت میگوییم.
حرکت تغیر تدریجی است و کون و فساد تغیر و انعدام دفعی است. ما میگوییم در حرکت جوهری هم موضوع باقی مستمر، ماده اولی است. اگر بگویید موضوع باید تشخص داشته باشد در حالی که ماده اولی تشخصی ندارد میگوییم تشخصش به «صورةٌ مّا» است. پس «ماده مع صورةٍ مّا» موضوع است. «ما فیه الحرکه» چیست؟