مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨١ - بحث و تحصیل
الشخص هاهنا فإنّ کلا منهما متصل واحد زمانی، و المتصل الواحد له وجود واحد، و الوجود عین الهویة الشخصیة عندنا و عند غیرنا ممن له قدم راسخ فی الحکمة [١]، ولو لم یکن الحرکة متصلة واحدة [٢] کان الحکم بأنّ السواد فی اشتداده غیر باق حقاً [٣]، و کذا فی الصورة الجوهریة عند استکمالها و لیس الأمر کذلک [٤]، و السر فیه ما مرّ من أنّ الوجود الخاص لکل شیء هو الأصل [٥]، و هو متعین بذاته و قد یکون ذامقامات و درجات بهویته و وحدته [٦] و له بحسب کل مقام و درجة صفات ذاتیة کلیة [٧]، و اتفقت له مع وحدته معان مختلفة [٨] منتزعة عنه متحدة معه ضرباً من الاتحاد.
تفریع: فالحرکة بمنزلة شخص روحه الطبیعة کما أنّ الزمان شخص روحه الدهر فالطبیعة بالقیاس إلی النفس بل العقل کالشعاع من الشمس یتشخّص بتشخصها.
بحث و تحصیل
[٩].
و لعلّک تقول ایراداً علی ما ذکرناه من أنّ الفاعل القریب لکل حرکة و کل فعل جسمانی هو الطبیعة لا غیر أنه لو استحالت الطبیعة محرکة للأعضاء خلاف ما یوجبه.
[١]. یعنی آنها که اصالت وجودی نیستند قدم راسخی در حکمت ندارند.[٢]. نکته اساسی در اینجاست.[٣]. یعنی موضوع در توجیه بقا و وحدت عددی در حرکتِ در سواد کافی نیست.[٤]. یعنی چنین نیست که متصل واحد نباشد؛ یعنی متصل واحد است.[٥]. یعنی فقط بنا بر اصالت وجود است که میتوان این مطلب را توضیح داد. بنا بر اصالت ماهیت چارهای نداریم جز اینکه افراد را آنی بالفعل بدانیم و به فرد متصل قائل نشویم.
در این صورت، گذشته از اینکه لازم میآید امور غیرمتناهی منحصر بین حاصرین باشد، وحدت حرکت هم محفوظ نمیماند.
[٦]. در مورد حرکت اینطور است.[٧]. یعنی از هر مرتبهای ماهیتی انتزاع میشود.[٨]. در عین اینکه خودش از آن جهت که وجود است وحدت دارد از نظر ماهیت، به تعداد غیرمتناهی ماهیت از آن انتزاع میشود ولی همه بالقوهاند.[٩]. [چنان که پیداست استاد در پایان تعداد اندکی از جلسات از جمله جلسه مربوط به این بخش، تطبیق درس بر متن را به حضار واگذار کردهاند.]