مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - مراد از حرکت توسطیه چیست؟
را میدهد و حال آنکه گفتیم حرکت به دو قسم تقسیم نمیشود، بلکه دو معنای جداگانه دارد. پس بهتر این است که بگوییم «الحرکة بمعنی القطع» و «الحرکة بمعنی التوسط».
وجه تسمیه حرکت به معنای قطع چیست؟ ظاهراً یکی از معانی قطع، مرور و عبور تدریجی است. «قطَع النهر» یعنی از نهر تدریجاً عبور کرد. شاید در اصل، بریدنهای تدریجی را «قطع» میگفتهاند ولی حالا معمول شده باشد که بریدن آنی و بریدن تدریجی هر دو را قطع گویند. به هر حال اگر حرکت را به این معنا تصور کنیم به حرکت ماهیت خطی دادهایم؛ یعنی نحوه وجودش نحوه وجود خط است که امری است متصل و ممتد.
مراد از حرکت توسطیه چیست؟
گفتیم حرکت معنی دیگری هم دارد که آن را به «التوسط بین المبدأ و المنتهی» تعریف میکنند و مفهوم نقطهای دارد. کبوتری که از روی این دیوار حرکت میکند تا به آن دیوار میرسد شروع حرکتش یعنی پیدایش یک امر بسیط که هیچ اتصال و امتداد و قبل و بعد ندارد ولی آن که آناً وجود پیدا کرده است استمرار دارد. همان امر بسیط در ظرف این یک ثانیهای که حرکت کبوتر طول میکشد استمرار دارد. همان که در آنِ اول وجود پیدا کرده در آنِ دوم هم هست در آنِ وسط هم هست و در آنِ آخر هم هست. همان است که در تمام این آنات وجود دارد نه یک امر کششدار که جزء اولش در اول وجود دارد و جزء وسطش در وسط و جزء آخرش در آخر؛ یک امر بسیط نقطه وار که هیچ امتدادی ندارد، آناً حادث میشود و باقی میماند. اینکه کبوتر از این دیوار به سوی آن دیوار حرکت کرد معنایش این است که یک امر حادث شده است و این امر در ظرف همین یک ثانیه باقی است. این را اینطور بیان میکنند:«کون الجسم متوسطاً بین المبدأ و المنتهی بحیث کل حدّ فُرض فی الوسط لا یکون الجسم فیه قبل آن الوصول و لا بعده» بودن جسم میان مبدأ و منتها به طوری که جسم، قبل از آنِ وصول و بعد از آنِ وصول در آن حد نیست. هر حدی از این مسافت را که در نظر بگیرید یک آنِ وصول به آن حد دارد. در یک آن، به آن حد واصل میشود و در آنِ قبل در آن حد نیست و در آنِ بعد هم در آن حد نیست. این جسم فقط در یک آنْ در این حد قرار دارد. مراد از حد در مثال ما هر نقطهای است که در مسافتِ این