مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٦ - فصل ١٦
لأنه إضافة مّا منسوبة إلی ما هو إمکان وجوده، فیکون الإضافة مقوّمة له [١]. و لیس إمکان الوجود المطلق [٢] جوهراً و لا عرضاً غیر نفس الإضافة، و لو کان الإمکان جوهراً لکان له وجود خاص مع قطع النظر عن الإضافة، و لو کان کذلک لکان قائم الوجود بذاته لا منشأ لامکانه [٣]، و کذا لو کان عرضاً قاراً [٤]، فقدعلم أنه لیس لإمکان الوجود مطلقاً [٥] وجود فی الخارج ثم یعرض له الإضافة من خارج [٦]، بل الموجود من إمکان الوجود هو الإمکانات المخصوصة حتی یکون مضافاً مشهوریاً لا حقیقیاً [٧]؛.
[١]. یعنی شیء دارای اضافه نیست که اضافه، خارج از ذاتش باشد. ذاتِ دارای اضافه نیست، ذاتی است که عین اضافه است.[٢]. «المطلق» در اینجا معنای درستی ندارد، گرچه حاجی آن را به وجود محمولی معنا میکند که با مطلب تناسب ندارد. شاید به جای «المطلق»، «مطلقاً» بوده است به قرینه اینکه در سه سطر بعد میگوید: «أنه لیس لامکان الوجود مطلقاً ...». گاهی در کتب چاپ سنگی «مطلقا» را به صورت «مط» مینویسند و ممکن است در نسخه اصلی «مط» بوده است و نساخ به جای «مطلقا»، «المطلق» نوشته باشند.[٣]. این ضمیر در اینجا مرجع درستی ندارد. اگر به جای «لامکانه»، «للامکان» یا «لامکان شیء» بود درست بود.[٤]. مراد از «عرض قار» در اینجا عرض غیراضافه است. یک اشکال لفظی در اینجا این است که چرا مرحوم آخوند از عرض غیراضافه تعبیر به عرض قار کرده است در حالی که اصطلاح مسلّم فلاسفه این است که عرض قار را در مقابل عرض غیر قار به کار میبرند. میگویند اعراض یا قارالذات هستند مثل کم و کیف و یا غیر قارالذات هستند که مراد، سه مقوله أن یفعل، أن ینفعل و متی است. اینکه کسی مقولات غیر اضافه را «اعراض قارّه» بنامد تعبیری است که هیچ فیلسوفی نکرده است و این قرینه دیگری است که در عبارات این فصل [تصرف] صورت گرفته است.[٥]. همچنان که ملاحظه میشود در اینجا «لامکان الوجود المطلق» گفته نشده است، که گفتیم قرینه است بر اینکه در سه سطر قبل هم «امکان الوجود مطلقاً» صحیح است.[٦]. یعنی از قبیل «مضاف مشهوری» نیست که ذاتی باشد که دارای اضافه است مثل اب.
پس «ذات له الاضافه» نیست بلکه «ذات هو الاضافه» است.
[٧]. ظاهراً عبارتی در حاشیه بوده و نساخ آن را در جای نادرستی قرار دادهاند و جمله به این صورت نادرست است. عبارت «حتی یکون مضافاً مشهوریاً لا حقیقیاً» باید بعد از عبارت «له الاضافة من خارج» قرار گیرد.مضاف بر دو قسم است: حقیقی و مشهوری. خود اضافه را «مضاف حقیقی» و شیء صاحب اضافه و به بیان دیگر طرف اضافه را «مضاف مشهوری» مینامند. اگر زید پدر عمرو باشد، زید و عمرو هرکدام مضاف مشهوری هستند، اما خود «ابوّت» را که اضافهای میان زید و عمرو است و نیز بنوّت را که اضافه دیگری است، «مضاف حقیقی» مینامند. مرحوم آخوند میگوید این امکان، ذات دارای اضافه نیست تا مضاف مشهوری باشد، بلکه عین اضافه است.