مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٠ - فصل ١١
غیرها [١]. و العجب [٢] أنّ الشیخ ذاهب إلی وجود الزمان المتصل فی الخارج لأنه الّذی ینقسم إلی السنین و الشهور و الأیام و الساعات، و الحرکة بالمعنی الأول یطابقه و الحرکة عنده محل الزمان [٣] و علته، فالمعدوم کیف یکون محلا للموجود و علة له.
الثانی إنا نقول: لعلّ غرض الشیخ من نفی وجود الحرکة بالمعنی الأول أنّ الحرکة وصف للجسم، و الجسم جوهر ثابت موجود فی کل آن من زمان وجوده [٤]، و الحرکة لا وجود لها فی الآن، و لو کان ذلک المعنی نعتاً للجسم یلزم وجود الحرکة فی کل آن یوجد فیه الجسم المنعوت به لاستحالة انفکاک الموصوف عن الصفة الّتی وصف بها عنه حین وصف بها. فالموجود من الحرکة هو المعنی الآخر لاستمراره کاستمرار الجسم لا المعنی الأول، لتبدله و تجدده مع ثبات الجسم، لکنا نقول [٥]: إنّ محل الحرکة و قابلها لیس الجسم بما هو أمر ثابت بل الجسم بواسطة اشتماله علی المادة المنفعلة المتأثرة آناً فآناً کما أنّ فاعلها أیضاً سواءٌ کانت طبیعة أو قسراً أو إرادة لابدّ و أن یلحقه ضرب من تبدّل الأحوال و الحیثیات لیصیر بانضمام تلک الأحوال موجباً لحصول الحرکة فی القابل کما بینه الشیخ فی موضعه، لأنّ علّة المتغیر متغیر [٦] و علة الثابت ثابت لامحالة، و کذلک حکم القابل للشیء.
الثالث إنّ نفی وجود الحرکة بمعنی القطع مطلقاً غیرصحیح [٧] فکیف حکم بنفیها. و الأولی أن یحمل کلامه علی أن ما رامه هو نفی أن یکون لوجودها صورة فی الأعیان کوجود الامور الثابتة المستمرة الذات الغیر المتجددة، و یرشدک إلی ذلک قوله:
[١]. گویی شما (شیخ) در مورد حرکت، نحوه وجود دیگری را غیر از نحوه وجودِ امرِ متصل تدریجی فرض کردهاید و میگویید حرکت آن نحوه وجود را ندارد.[٢]. این ایراد دیگری به شیخ است.[٣]. «محل زمان» یعنی معروض زمان.[٤]. عرض کردیم که مرحوم آخوند این حرف را علی مذاق القوم میگوید و الّا خودش آن را قبول ندارد.[٥]. میگوید این وجه، ممکن است مورد نظر شیخ باشد ولی وجه درستی نیست.[٦]. این بحثی است که در آینده مطرح خواهند کرد که فاعل متغیر، متغیر است و چون حرکت عین تغیر است، فاعل آن نمیتواند ثابت باشد که اشکال معروف ربط متغیر به ثابت پیش میآید که اگر متغیرها به ثابتها منتهی میشود، رابط چیست که بحثهای زیادی را به دنبال میآورد.[٧]. منظور از «غیر صحیح» این است که باورکردنی نیست که شیخ چنین سخنی را گفته باشد.