مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٦ - عقدة و حل
یستمر، فلیس لها آن أول الحدوث و لا لجزء منها لأنّ جزء الحرکة أیضاً حرکة بل لها طرف و نهایة یختص بآن هو منطبق علی طرفها.
و من تعاریف الحرکة ما ذکره الشیخ فی النجاة و هو أنّ الحرکة تبدّلُ حال قارة فی الجسم یسیراً یسیراً علی سبیل اتجاه نحو شیء و الوصول به إلیه و هو بالقوة أو بالفعل [١].
فلنبین قیود هذا التعریف و احترازاته. فقوله «تبدّل حال قارة» احتراز عن انتقال من حال غیر قارة إلی حال غیر قارة اخری کانتقال من متی إلی متی أو من فعل إلی فعل أو من انفعال إلی انفعال إذ تلک الامور أحوال غیر قارة [٢]، و الانتقال منها لیس حرکة کما أنّ التلبس بها لیس بسکون. و قوله «فی الجسم» احتراز عن تبدّل الأحوال القارّة للنفوس المجردة [٣] من صفاتها و إدراکاتها، إذ ذلک لایکون حرکة، لا عن تبدل الهیولی الاولی فی صفاتها علی ما قیل، فإنّ للهیولی حرکة فی استعداداتها و انفعالاتها. و قد یقال إن المتحرک فی الحرکة الکمیة لیس إلّاالمادة [٤] بل المراد من.
[١]. سؤال: در نسخه نجات «لا بالفعل» آمده است.
استاد: همان «أو بالفعل» درست است و مرحوم آخوند هم برای آن، «وجه» ذکر کرده است.
کتاب النجاة چاپ مصر غلطهای زیادی دارد. بهمنیار در کتاب التحصیل عین عبارتهای شیخ را از کتب مختلف او آورده است و مسلّماً نسخههای مصحَّح نزد بهمنیار بوده است.
من زمانی که التحصیل را تصحیح میکردم، گاهی التحصیل را از روی نجات تصحیح میکردم، چون نسخه التحصیل غلط بود و گاهی نجات را از روی التحصیل تصحیح میکردم و آنچه در آن موارد در نجات آمده بود قطعاً غلط بود.
[٢]. یعنی در ماهیت آنها عدم القرار و تدریج خوابیده است.[٣]. در میان چهار جوهر دیگر، قید «فی الجسم» احتراز از عقل مجرد نیست. در مورد صورت هم جای اشتباه نبوده است. امر دائر است میان اینکه قید «فی الجسم» برای احتراز از نفس باشد یا هیولی. مرحوم آخوند میگوید این قید برای احتراز از نفس است.[٤]. عقیده مرحوم آخوند همین است. در حرکت کمّی، موضوع حرکتْ هیولی است نه مجموع هیولی و صورت. این بحث هم در آینده میآید که از مباحث خیلی سنگین است. موضوع در حرکت کمّی از جاهایی است که بهمنیار شیخ را سؤال پیچ میکند و شیخ در نهایت، اظهار عجز میکند. شیخ نظریاتی را مطرح میکند که «لعلّ» این طور باشد و یا آنطور و احتمالهای بسیاری را مطرح میکند. بهمنیار میگوید امیدواریم استاد انعام فرموده مطلب را به آخر برسانند. شیخ میگوید: اگر بتوانم، و در آخر هم نمیتواند. مرحوم آخوند بالاخره قبول میکند که موضوع حرکتِ کمّی، همان هیولاست.