مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٢ - فصل ١٠
الاتّصالی فیه، فإنّ الشیء إذا کان حاله فی کلّ حین فرض مخالفاً لحاله فی حین آخر قبله أو بعده کانت تلک الأحوال المتتالیة امورا متغایرة تدریجیة علی نعت الوحدة و الاتّصال، فأفلاطون عبّر عن هذا المعنی بالخروج عن المساواة، و فیثاغورس عبّر عنه بالغیریة، و المقصود واحد، و لا یرد علیهما أنّ کلا من هذین المعنیین أمر بسیط لایعقل فیه الامتداد و الاتّصال؛ فلیس شیء منهما تمام حقیقة الحرکة، لکنّ الشیخ لم یلتفت إلی التوجیه المذکور، و قال فی الشفاء: إنّ الحرکة قد حُدّت بحدود مختلفة مشتبهة [١] و ذلک لاشتباه الأمر فی طبیعتها إذ کانت لا یوجد أحوالها ثابتة بالفعل و وجودها فیما یری أن یکون قبلها شیء قد بطل و شیء مستأنف الوجود، فبعضهم [٢] حدّها بالغیریة إذ کانت توجب تغیر الحال و إفادةً لغیر ما کان [٣] و لم یعلم أنّه لیس یجب أن یکون ما یوجب إفادة الغیریة فهو نفسه غیریة فإنه لیس کلّ ما یفید شیئاً یکون هو إیاه، و لو کانت الغیریة [٤] حرکة لکان کل غیر متحرکاً و لیس کذلک. و قال قوم: إنها طبیعة غیر محدودة، و الأحری أن یکون هذا إن کان صفة لها صفة غیرخاصة فغیر الحرکة کذلک أیضاً کاللانهایة و الزمان. و قیل [٥] إنّها خروج عن المساواة کأنّ الثبات علی صفة واحدة مساواة الأمر بالقیاس إلی کلّ وقت یمر علیه و أنّ الحرکة لایتساوی نسبة أجزائها و أحوالها إلی الشیء فی أزمنة مختلفة، فإنّ المتحرّک فی.
[١]. حرکت از اموری است که مشتبه است. قبلًا عرض کردیم که همانطور که آیات تدوینی برخی محکم و برخی متشابه هستند آیات تکوینی هم برخی محکم و برخی متشابهند. (حاجی هم به «کالایات المتشابهة» تعبیر میکند) [آیات تکوینی متشابه] با یکدیگر اشتباه میشوند؛ میبینید برای یک چیز دو تعریف میکنند که با هم متناقض از کار درمیآیند. مثل تعریفی که برای حرکت به معنی توسط و حرکت به معنی قطع میکنند. وجود حرکت، امری واضح و بدیهی است ولی همین امر حقیقتش چیست؟
هزاران حرف از آن درآمده است.
[٢]. یعنی فیثاغورس.[٣]. مرحوم آخوند بعد به این مطلب اشکال میکند و میگوید حرکتْ موجب غیریت نیست، بلکه مصداقاً عین غیریت است.[٤]. این، ایراد دوم شیخ است.[٥]. مراد، قول افلاطون است.