مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - تعاریف دیگر حرکت
از حرکت کودک، غایت برای مرتبه قبل است و ذی الغایة نسبت به مرتبه بعد. راجع به فلک، اینها چنین تصور میکردهاند که حرکت فلک، یک حرکت عشقی است و در هر تجددِ حالی که برایش پیدا میشود باز یک به اصطلاح «میل» جدید در آن پیدا میشود مثل حرکتی که کودک به دور خودش انجام میدهد.
پس اینکه میگویند:«بالقوه أو بالفعل» برای این است که گاهی غایت، بالفعل موجود است، مثل غایات حرکات مستقیم و گاهی غایت، بالقوه موجود است، مثل حرکت دوری شعوری که هر مرحلهای بالقوه غایت است برای مرحله بعد. این تعریفی است که شیخ در اینجا ذکر کرده است با همه قیودی که دارد و با همه تفصیلی که مرحوم آخوند در توضیح این قیود بیان میکند.
تعاریف دیگر حرکت
دو تعریف دیگر هم در اسفار ذکر شده است که تعریفهای ساده تری است. میگوید رهط یا گروهی از حکمای اسلامی به تبعیت بعضی از قدما گفتهاند:«الحرکة زوالٌ من حالٍ او سلوک من قوة الی فعل». بعد، از بوعلی نقل میکند که گفته است در این تعریف لفظ مترادفی به جای لفظی دیگر قرار داده شده است، چون حرکت و سلوک به یک معنا هستند. چه بگوییم «حرکة من قوة الی فعل» و چه بگوییم «سلوک من قوة الی فعل» هر دو یکی است.
ایراد دیگری که بر این تعریف وارد است همان است که حاجی هم به آن اشاره میکند. زوال نظیر غیریت مفهوم منفی دارد؛ ما نمیتوانیم حرکت را به یک امر منفی تعریف کنیم. لازمه حرکت «زوالٌ من حالٍ» هست، اما حرکت عین آن زوال نیست.
لهذا در تعریف شیخ حرکت تبدل است که در مفهوم تبدل، زوال حالی و جانشین شدن حالی هر دو گنجانده شده است.
البته در اینجا ابهامی در بیان شیخ و آخوند و دیگران هست. میگویند آنها (گروهی از حکمای اسلامی) گفتهاند:«زوالٌ من حالٍ او سلوک». ایندو که نمیتوانند یک تعریف باشند. لابد دو تعریف بوده است؛ یعنی بعضی گفتهاند حرکت «زوالٌ من حال» است و بعضی گفتهاند «سلوک من قوة الی فعل» است؛ نمیشود هر دو را در یک تعریف بگنجانیم. پس کلمه زوال به تنهایی نمیتواند تعریف حرکت باشد.
مرحوم آخوند میگوید «اقرب التعاریف» و نزدیکترین تعریفها- که ظاهراً این