مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٩ - برهان هفتم
تا اینجا به یک اعتبار دو برهان و به اعتبار دیگر [یعنی اگر برهان علامه طباطبایی را برهان مستقلی به حساب آوریم] سه برهان [١] ذکر شد.
برهان هفتم
این برهان هم برهان بسیار عالی و شریفی است ولی نه از راه ماده است، نه از راه امکان و قوه که آقای طباطبایی رفتهاند و نه از راه زمان که برهان دیگر مرحوم آخوند است، بلکه از راه غایت داشتن طبیعت است. ما مجبوریم این برهان را مختصرتر از براهین دیگر توضیح دهیم.
فلاسفه اسلامی در باب علت و معلول بحث بسیار مفصلی در باب غایات دارند که متأسفانه مرحوم آخوند بحث غایات را در اسفار خیلی مختصر بیان کرده است [٢]. در بحث غایات، بحثی دارند راجع به اینکه طبیعت ذی غایت است و بلاغایت نیست که همان بحث علیت غایی به مفهوم فلسفی آن است. ذی غایت بودن طبیعت به این معناست که هر قوهای که در طبیعت هست به سوی غایتی است و عاری از غایت نیست، که این را شیخ هم قبول دارد.
حرف مرحوم آخوند این است که این اصلی که شما قبول دارید که در طبیعت، هر قوهای و به تعبیر دیگر هر طبیعت و صورت نوعیهای متوجه غایت است، با کون و فساد قابل توجیه نیست و تنها با حرکت جوهری قابل توجیه است. شما بر اساس کون و فساد میگویید مادهای داریم و صورتی، بعد این صورت معدوم میشود و صورت دیگری به جای آن میآید، آن صورت نیز معدوم میشود و صورت دیگری به جای آن میآید؛ گویی این صور کشیک میدهند. با این فرض، طبیعت نمیتواند غایت داشته باشد زیرا غایت در جایی متصور است که مُغَیی به سوی آن غایت در حرکت باشد و بخواهد به آن برسد در حالی که این صور بنا بر کون و فساد یکی پس از دیگری معدوم میشوند. بله، موجود دیگر که این صور را متبادل میکند میتواند.
[١]. [غیر از سه برهانی که در مبحث قوه و فعل اسفار آمده و قبلًا توضیح داده شد.][٢]. همچنان که در گذشته [در جلسه سوم] عرض کردیم این بحث را شیخ در الهیات شفا و بالاخص در طبیعیات شفا از مرحوم آخوند بهتر بیان کرده است گرچه ایشان آنچه که شیخ گفته به اختصار و اشاره آورده است. به نظر من اگر کسی بحثهای طبیعیات شفا را ندیده باشد متوجه اشارات مرحوم آخوند نمیشود. البته باز قهراً ایشان روی مبانی خودشان مطالبی دارند که شیخ نگفته است.