مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٥ - طبیعت علت اعراض نیست
هم درست نیست و هم بر ضد حرفهای دیگر مرحوم آخوند است. ما باید ببینیم که آیا واقعاً همانطور که حاجی میگوید این حرف صد در صد بر ضد حرفهای دیگر مرحوم آخوند است و تنها راه حمل به صحتش این است که بگوییم ایشان خواسته است برهانی بر مبنای دیگران اقامه کند- و گاهی هم چنین میکند- و یا اینکه بگوییم این مطلبی است در سطحی بالاتر و در عین حال با آن سخن منافات ندارد؟.
مرحوم آخوند میگوید طبیعت، علت برای حرکات عرضی و اعراض خود نیست. البته کلمه «لذاتها» را نیز آورده است:«إعلم أن الطبیعة الموجودة فی الجسم لایفید شیئاً من الامور الطبیعیة فیه لذاتها»؛ طبیعتِ موجود در جسم هیچ یک از امور طبیعی را لذاتها افاده نمیکند. در اینجا دو سؤال مطرح میشود. یکی اینکه آیا مرحوم آخوند همانطور که حاجی فرموده است مقصودش این است که اصلًا طبیعت مفید این آثار نیست یا میخواهد بگوید طبیعت لذاتها مفید این آثار نیست، یعنی تکیه روی کلمه «لذاتها» است؟ در این صورت مقصود از «لذاتها» چیست؟ دیگر اینکه آیا عبارت «الطبیعة الموجودة فی الجسم» اشاره دارد به همین مطلبی که مرحوم آخوند در «بحثٌ و تحصیلٌ» بیان کرد آنجا که میان دو طبیعت- طبیعت موجود در جسم و طبیعتی که از صقع نفس است- تفکیک قائل شد؟.
برای پاسخ به این سؤالات ابتدا باید معنای اینکه میگوییم طبیعت مفید آثار است روشن شود. مقصود این است که وقتی جسمی حرکت میکند- و حتی در حرکت قسری هم همینطور است- علت حرکتش طبیعت خود جسم است نه یک علت بیرونی. اگر سیب تدریجاً شیرین یا قرمز میشود، این آثار که در سیب پیدا میشود، معلول طبیعتی است که در درون خود سیب است. پس کسانی که میگویند طبیعت مفید آثار است- و خود مرحوم آخوند تا به حال همین را میگفت- تأکید میکنند که خیال نکنید نظام عالم به این شکل است که این آثار از ناحیه علتهایی است که بیرون از اشیاء است بلکه علتها در درون خود اشیاء است، منتها آن علت درونی که طبیعت است از درون خودش متکی به علت دیگری است تا میرسد به محرک اول.
طبیعت علت اعراض نیست
حال مرحوم آخوند میخواهد این مطلب را به تعبیری منکر شود و بگوید که اگر مثلًا