مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠ - تعریف بوعلی از حرکت
سبیل اتّجاه نحو شیء و الوصول به الیه و هو بالقوّة أو بالفعل». مرحوم آخوند به این تعریف هم ایرادی نمیگیرد و فقط آن را توضیح میدهد و فایده قیودی را که در این تعریف گنجانیده شده است بیان میکند.
اولین نکتهای که در اینجا باید به آن توجه کنیم این است که نخستین کلمهای که بوعلی در تعریف ماهیت حرکت آورده است کلمه «تبدل» است. میدانیم که تبدل از ماده «بدل» و به معنای از بین رفتن چیزی و بدل واقع شدن چیز دیگر است؛ یعنی در مفهوم تبدل، زوال و نیز جانشینی چیز دیگری به جای امر اول هست. نکته دیگر در مفهوم تبدل این است که یک متبدلی وجود دارد یعنی یک چیز هست که شیئی را از دست داده و بدلی را پذیرفته است. در عرف ما «تبدل» با «تبادل» این فرق را دارد که تبادل معمولًا در جایی میگویند که دو شیء بدون اینکه رابطهای میان آنها باشد، یکی به جای دیگری مینشیند ولی تبدل در جایی به کار میرود که یک شیء به شیء دیگر تبدیل میشود. این تبدیل شدن به شیء دیگر در مفهوم تبدل هست. پس شیخ حرکت را به تبدل تعریف کرده است، ولی نه هر تبدلی، بلکه «تبدّلُ حالٍ قارّة».
تبدل حال قارّ الذات به چه معناست؟.
اموری که متبدل میشوند یا ذاتشان- که اینجا مقصود ماهیت است- ثابت است و یا ذات و ماهیت آنها غیر قارّ است، یعنی در ماهیتشان عدم القرار خوابیده است. به عبارت دیگر عدم قرار، عدم یکنواختی و به تعبیر دیگر تدریج، جزء مفهوم و ماهیت بعضی از امور است. مثلًا در مفهوم انسان تدریج وجود ندارد، یعنی اگر بخواهیم انسان را تعریف کنیم، تدریج جزء ماهیت انسان نیست. رنگها مثل سفیدی و نیز کمیتها از همین قبیلاند. ولی اموری وجود دارند که تدریج جزء مفهوم آنهاست و در ماهیتشان تدریج خوابیده است، مثل خود حرکت که تدریج مقوم مفهوم آن است.
در باب مقولات ده گانهای که این آقایان پذیرفتهاند، یعنی مقوله جوهر و نُه مقوله عرض (کم، کیف، اضافه، این، متی، وضع، جده، فعل و انفعال) دو مقوله است که در مفهوم و ماهیت آنها تدریج وجود دارد: یکی مقوله «فعل» یا «ان یفعل» است و دیگری مقوله «انفعال» یا «ان ینفعل» [١]. اصلًا معنای مقوله فعل، تأثیر تدریجی، و.
[١]. [استاد اندکی بعد «متی» را هم به این دو مقوله اضافه میکنند.]