مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - راه سوم برای توجیه بقای موضوع
افلاطونی است و وجهه متغیرشان، وجهه مادی و طبیعی است. بنابراین هر چیزی در آنِ واحد، هم زایل است و هم باقی؛ از وجهه مادی متصرم، زایل و غیر باقی است و از وجهه غیرمادی باقی است.
حال ببینیم اصلًا ما چرا نیاز به موضوع داریم؟ برای اینکه اگر موضوع در کار نباشد، وحدتی محفوظ نیست. مرحوم آخوند میگوید این وحدت محفوظ است و ضرورتی ندارد که یک امر مادی این وحدت را حفظ کند. بنابراین اگر از جنبه مادی هیچ وحدتی هم در کار نباشد باز مشکلی پیش نمیآید زیرا از جنبه غیرمادی، وحدت و تشخص محفوظ است. در واقع اینطور است که ما موضوع را هیولی در نظر میگیریم. حال اگر صورةٌ مّا نتواند هیولی را بشخصیته محفوظ نگه دارد و اگر فصل اخیر نتواند هیولی را بشخصیته محفوظ نگه دارد، آن عقل مجرد و مثال میتواند حافظ وحدت و شخصیت باشد، نه از این باب که حافظ وحدت، چیز دیگری باشد بلکه از این جهت که همین شیء یک نحو وجود باقی در عالم دیگر دارد و همان نحوه وجود باقی در عالم دیگر، کافی است برای اینکه حافظ وحدت باشد. این هم بیان دیگری برای بقای موضوع در حرکت جوهری است. بیان چهارمی هم هست که در جلسه بعد توضیح میدهیم.