مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - حرکت قطعیه و حرکت توسطیه
حرکت است و آن حالتی که در آنِ اول وجود پیدا کرده تا آخرین آنِ این حرکت استمرار وجود دارد و این حالتِ ثابتی که استمرار دارد یک وجود بسیط و باقی است تا وقتی که سنگ به سطح زمین میرسد؛ درست مثل اینکه این جسم در یک آن سفید بشود و این سفیدی یک ساعت ادامه پیدا کند و بعد از بین برود. در اینجا امری به نام سفیدی در آنِ اول حادث میشود و بعد در آنات وسط و در واقع در طول زمان باقی میماند و بعد از یک ساعت از بین میرود. پس حدوثی در «آن» داریم و بقایی در طول زمان. اگر ما در تحلیلی که از حقیقت حرکت میکنیم به این معنا برسیم که چیزی- که فعلًا به تعریف آن کاری نداریم- در یک آن حادث میشود و آن امر حادث در مدتی از زمان باقی است، این را «حرکت به معنای توسط» میگویند.
اما ممکن است کسی تعبیر و تحلیلش از حرکت این باشد که وقتی یک شیء حرکت میکند و مثلًا سنگی رها میشود اینطور نیست که شیئی به نام حرکت به تمام وجودش حادث شود و این امرِ حادث شده به تمام وجود، مدتی مثلًا یک دقیقه باقی بماند، بلکه شیئی حادث میشود که دائماً در حال حدوث و فناست. به بیان دیگر حرکت عبارت است از حدوث تدریجی و فنای تدریجی. امری حدوث پیدا میکند ولی حدوثش ملازم با فنایش است: حادث میشود و فانی میشود، حادث میشود و فانی میشود. نمیگوییم حادث و سپس معدوم میشود و چیز دیگری حادث میشود بلکه شیئی تدریجاً حادث میشود.
در مقام مثال گاهی اینطور میگویند که اگر رأس مدادی را روی کاغذ بگذارید و خطی بکشید این خط در «آن» حادث نمیشود بلکه تدریجاً حادث میشود. اگر این خط کشیدن، یک دقیقه طول بکشد، یک دقیقه حدوث این خط طول کشیده است و آناً فآناً دارد حادث میشود. البته این تشبیه از یک جهت درست است و از جهت دیگر درست نیست، چون خط آناً فآناً حادث میشود و حدوث تدریجی دارد ولی فنای تدریجی ندارد. حال، شیئی را در نظر بگیرید که آناً فآناً حادث میشود و آناً فآناً هم فانی میشود یعنی حدوث متصل و فنای متصل، وجود متصل و عدم متصل دارد. این معنایش این است که این شیء یک وجود کشش داری در طول زمان دارد و تدریجاً حادث میشود بدون آنکه باقی باشد؛ حدوثش ملازم با فنایش است.