مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - اهمیت شبهه فخر رازی
میشود.
یک نظر این است که زمان عبارت است از مجموع آنات متتالی، و اموری هم که در زمان واقع هستند، در واقع آنیات و وجوداتی منفصل به حسب بُعد زمانی از یکدیگر هستند که هیچ رشته اتصالی در کار نیست؛ فقط اشیاء در مجاورت یکدیگر قرار گرفتهاند. «در مجاورت یکدیگر قرار گرفتهاند» یعنی یک شیء در دو آن یک شیء نیست، در واقع دو شیء در دو آن است که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. نظر دوم نظر کسانی است که حرکت و زمان را اموری تدریجی میدانند.
عین این مطلبی را که در مورد حرکت در بُعد زمانی گفتیم در مورد جسم مطرح است. آیا جسمی که ما به صورت یک واحد متصل ممتد میبینیم واقعاً یک کشش جوهری است و یا مجموع ذراتی است که کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و ما خیال میکنیم که دارای کشش است ولی واقعاً دارای کشش نیست؟ مخصوصاً حرف متکلمین به اینجا خیلی خوب میچسبد: «اجزاء لا یتجزی»؛ مجموع اجزایی که هر جزء به خودی خود جسم نیست چون بعد ندارد. اینها کنار یکدیگر که قرار گرفتهاند ما به چشم، آن را یک شیء متصل میبینیم. در واقع آن متصلی که ما میبینیم مجموع منفصلات است [١]. «جوهر دارای ابعاد سه گانه» در خارج وجود ندارد.
پس چه وجود دارد؟ «جواهر فرد». جواهری وجود دارد که هرکدام فی حد ذاته بی بعد هستند ولی از جمع آنها جوهر با بعد پیدا شده است. این که ما میبینیم، انبوهی از جوهرهای فرد است ولی چشم ما آن را یک جوهر متصل میبیند [٢]. در باب حرکت هم فخر رازی میگوید حرکت که شما خیال میکنید یک وجود واحد متدرج است وجود واحد متدرج نیست، بلکه «وجودات متعدده»، میلیونها وجود، میلیونها بودن است که در جوار و کنار یکدیگر هستند.
اهمیت شبهه فخر رازی
شبهه فخر رازی شبهه بسیار باارزشی است. گرچه حرفش باطل است ولی یک باطل فوق العاده باارزشی است که منشأ برکتها شده است. اگر همین حرف را فخر رازی نگفته بود «حرکت قطعیه» که بعد به آن خواهیم رسید از طرف میرداماد تأیید.
[١]. بعضی راجع به نظریه جدید «کوانتوم» گفتهاند که این همان نظریه «جزء لایتجزی» را زنده میکند.[٢]. [این نظریه در جلسه بعد با تفصیل بیشتری بیان شده است.]