مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧ - معنای واقعی تکامل در طبیعت
جنین در این آن دارد در آنِ قبل هیچ چیزی نبوده است ولی بدن آنِ بعد، از بدن آنِ قبل کاملتر است.
در مقامِ تشبیه مثل این است که اینطور فرض کنیم که جنین در هر آن یک بدن پیدا میکند (البته در واقع اینطور نیست زیرا حرکت امری متصل است) و در آنِ بعد آن بدن معدوم میشود و بدنی که یک درجه کاملتر است پدید میآید و همین طور. نتیجه این است که بدنِ در نُه ماهگی، کاملتر است از آن بدنِ در ماه اول و در قدم اول، اما این نه به این معناست که آنچه در آنجا بوده دائماً ذخیره شده و بر آن افزوده شده است.
لازمه حرکت جوهری و حرکت ذاتی عالم این است که هیچ مرتبهای از طبیعت در دو آن وجود ندارد یعنی طبیعت حدوث دائم و فنای دائم است. طبیعت آناً بتمامه حادث میشود و بتمامه معدوم میشود، ولی حدوث و فنایی که به یکدیگر متصلند چون به نحو حرکت است، نه اینکه در واقع معدوم شده و از نو حادث شود. پس در مورد هرچه که به طبیعت تعلق دارد از آن جنبه که به طبیعت تعلق دارد، آنچه که در آنِ قبل بود در آنِ بعد نیست. حتی جدیدیها این مطلب را میگویند ولی بدون اینکه عمق معنا را تعقل کرده باشند. میگویند [در میان حکمای قدیم] هراکلیتوس به آب نهر مثل زده است. این، مثل خوبی است ولی مشروط به اینکه انسان به عمق مثل برسد. گفته است همه چیز مِثل جوی آب است و انسان هیچ وقت در یک نهر دو بار شستشو نمیکند. نهر یک امر ثابت به نظر میآید. میگوییم این همان آب دیروز است و حال آنکه آبی که در این آن میبینیم در آنِ بعد نیست.
طبیعت یک جریان دائم است و بنابراین هیچ مرتبهای از طبیعت در مرتبه بعد نیست همچنان که در مرتبه قبل نیست. در عین حال در طبیعت تکامل هست، چون معنای تکامل این نیست که افزودهها و تحصیل شدههای قبلی و بعدی روی یکدیگر انباشته شود، بلکه معنی تکامل این است که طبیعت در هر مرتبهای استعداد یک مرتبه از کمال را دارد و در مرتبه بعد استعداد کمال بیشتری را دارد. این است که مرتبه دوم بدن از مرتبه اول آن کاملتر است.
حتی در مثل رنگها هم باید همینطور بگوییم. سیبی که قرمز میشود معنایش این نیست که مقداری قرمزی برای آن حاصل میشود و سیب این را برای خودش نگه میدارد و بعد یک مقدار دیگر به آن میافزاید و باز آن را نگه میدارد تا بعد در