مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٨ - آیا هر حرکتی لزوماً اشتدادی است؟
ظاهراً مقصود این است که شیء در حرکت أینی یا وضعی قبول سرعت و بطؤ میکند. اگر مقصود این باشد مسئله سرعت و بطؤ حرکت، ربطی به اشتداد مقوله ندارد و بحث ما درباره اشتداد مقوله است. با این فرض، بیان مرحوم آخوند کافی نیست و به نظر ما قابل توجیه هم نیست.
اصل مطلب همچنان باقی میماند که آیا حرکت مساوی با اشتداد و تکامل است؟ در اینجا حاشیهای است که امضای حاجی دارد ولی از سبک قلم چنین به نظر میرسد که این حاشیه از آقای طباطبایی است و احتمالًا اشتباه چاپی صورت گرفته است. ایشان میفرمایند اصلًا حرکت مساوی است با اشتداد و ما حرکت غیر اشتدادی نداریم. ایشان بر این مطلب چنین برهان اقامه میکنند که اصل حرکت یعنی خروج شیء از قوه به فعلیت، خروج شیء از نقص به کمال. اصلًا حرکت معنایی جز خروج از قوه به فعل ندارد. چون نسبت فعلیت به قوه نسبت کمال به نقص و نسبت شدت به ضعف است پس هر حرکتی اشتدادی است. شیء در هر مقولهای که حرکت کند یعنی آن مقوله دارد از مرحله قوه به مرحله فعلیت، از ضعف به قوّت و از نقص به کمال میرسد. پس مسئله برهانی است و غیر قابل خدشه.
ممکن است کسی اشکال کند که در مواردی قضیه برعکس است، زیرا ما سه نوع حرکت داریم: حرکت اشتدادی که رو به کمال است، دوم حرکت غیر اشتدادی همسطح که نه رو به کمال است و نه رو به نقص (مثل حرکت أینی) و سوم حرکت تنقصی. ایشان درباره حرکت أینی و وضعی توضیحی نمیدهند اما در مورد قسم سوم میگویندگو اینکه گاهی انسان احساس میکند که یک شیء حرکت تنقصی دارد ولی واقعیت چیز دیگری است. مثلًا واقعیت این است که یک عرض به عرض دیگر تبدیل میشود ولی انسان خیال میکند که حرکت تنقصی واقع شده است. مثلًا در باب حرارت و برودت، شیئی که تدریجاً گرم میشود از نقص به کمال و از ضعف به شدت حرکت میکند. چنین به نظر میرسد که وقتی شیء دوباره سرد میشود از شدت به ضعف میآید. معنای حرکت از شدت به ضعف این است که شیء از فعلیت به سوی قوه برود و این محال است. پس در مورد برودت نه این است که شیئی که فعلیت پیدا کرده رو به نقصان میرود بلکه در واقع نوعی تبدل صورت میگیرد و حرارت که یک عرض است به چیز دیگری تبدیل میشود و از نظر ماهیتش کمال پیدا میکند. ما از بین رفتن حرارت را میبینیم ولی متبدل شدن آن به چیزی دیگر را