مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - شبهه فخر رازی درباره وجود حرکت
موجود است. پس ناچار باید بگویید آن که معدوم است غیر این چیزی است که در ابتدای وجود موجود است. پس اینها دو چیز شد: یکی این که در ابتدای وجود این موجود، موجود است که دفعتاً وجود پیدا کرده است، و دیگر آن که در ابتدا موجود نیست و در آنِ بعد وجود پیدا میکند که آن هم دفعتاً وجود پیدا میکند. پس یک شیء نیست که وجود تدریجی دارد بلکه دو شیء هستند که هردو وجود دفعی دارند.
پس در حقیقت، چیزهایی که در عالم حادث میشود وجودات متتالی هستند، ولی وجودات غیرمنقسم متتالی. وقتی یک شیء در «آن» وجود پیدا میکند، وجودی که در «آن» پیدا کرده است دیگر به امتداد زمانْ ممتد نیست، یعنی بُعد زمانی ندارد. آن که بعد از این شیء وجود پیدا میکند در آنِ دیگری وجود پیدا میکند که با آنِ اولی مجاور است و وجود شیء دوم مجاور وجود شیء اول است.
پس در واقع زمان چیزی جز مجموعی از آنات متتالی نیست و زمانیات عبارتند از یک سلسله آنیات متتالی. معنای «آنیات متتالی» این است که همانطور که در مورد «آن»، این «آن» وجود پیدا میکند و سپس معدوم میشود و «آنِ» دیگر در کنار آن وجود پیدا میکند و معدوم میشود، در آنیات هم این شیء در این آن وجود پیدا میکند و به کلی معدوم میشود و در آنِ بعد شیء دیگری وجود پیدا میکند و به کلی معدوم میشود و همینطور، و ما خیال میکنیم یک شیء متصل الوجود در اینجا هست.
به این بیان، فخر رازی میگوید محال است که شیء، وجود تدریجی داشته باشد.
وقتی که محال شد شیء وجود تدریجی داشته باشد همان یک نحوه وجود بیشتر نمیتواند باشد: وجود فقط میتواند دفعی باشد و بس.
این مطلب نظیر حرفی [است که عارفان میگویند [١].] آنها معتقدند که فیض وجود از ذات واجب تعالی آناً فآناً صادر میشود:
عارفان در دمی دو عید کنند | عنکبوتان مگس قدید کنند | |