مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢ - تفسیر ناموجه حاجی
جوهری پیاده میکنیم؛ میگوییم خود این متحرک امری است که آناً فآناً حادث میشود. پس در عین اینکه حرکت عین متحرک است نیازمند به موضوع است زیرا شما خودتان گفتید:«کل حادث مسبوق بقوة و مادة تحملها».
جواب میدهند که موضوع حرکتِ صور جسمانیه یعنی همان فعلیتها «هیولای اولی» است. پس در حرکت جوهری چون حرکت امری انتزاعی است موضوع نمیخواهد اما نفس متحرک جوهری از آن جهت که امری است که در حال حدوث است و هر امر در حال حدوث «بین القوة و الفعل» است نیازمند به یک قابل است یعنی احتیاج به موضوع دارد. موضوع آن چیست؟ ناچار میگوییم ماده اولی است؛ یعنی هیولای اولی که قوه محض است این صورت متدرج را میپذیرد که از این صورت، حرکت انتزاع میشود.
تفسیر ناموجه حاجی
در اینجا مرحوم آخوند تعبیر خاصی دارند و مرحوم حاجی خواستهاند این تعبیر را اصلاح کنند. ابتدا باید مطلب مرحوم آخوند را توضیح دهیم. ایشان میگویند صور که آناً فآناً حادث میشوند، «ایجاباً» هیولایی دارند و هر هیولایی «استعداداً» صورتی دارد و دائماً هیولی و صورتها متغیر میشوند. هیولی در این مرتبه که هست صورتی را بالفعل دارد و در محل خودش اثبات شده است که صورت «شریکة العلة» برای هیولاست یعنی به منزله علت ایجابی هیولاست؛ آن صورت بالفعل علت ایجابی هیولای فعلی است و این هیولی مستعد صورت دیگر است. پس هیولی نسبتش به صورت دوم نسبت استعداد است. بعد این هیولی از این صورت میگذرد و باز آن صورت آن هیولای خودش را بالایجاب دارد و برای آن «شریکة العلة» است و آن هیولی مستعد صورت دیگر است و این امر علی الدوام استمرار دارد:
هیولایی و صورتی، هیولایی و صورتی.
مرحوم آخوند میگوید: نباید تصور شود که این بدان معناست که صورتها متبادل میشوند زیرا این تجزیه را ذهن ما میکند و میگوید صورتی بعد از صورتی و صورتی بعد از صورتی میآید. در واقع یک صورت واحد مستمر است (مستمر به معنی حرکت مستمر) و این صور به دنبال یکدیگر میآیند و فانی میشوند، نه به این معنا که یکی حادث و سپس فانی میشود و بعد دیگری میآید، بلکه یک وجود